یاسین و القرآن الحکیم
آن یار که ما راست،به جان خواستنی است
جنت به جمال وجهش آراستنی است
ای قــائـــم بـالـحـــق،ای امـــام مـطـلـــق
نام تو حـقیـقـتـاً به پـا خواستنی است

محبوبم!هر روز که می گذرد بیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود.عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هک گردیده و کنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمر،ترسم از ندیدن است.بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟!
یابن الزهرا!
"لیت شعری أین استقرت بک النوی"...کاش می دانستم که کجا و کی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت...
بنفسی أنت!
به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند؛لحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم؛سکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم؛فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصالت...
آقا جان!به حق کوچه و چادر خاکی بیا،بیا که سید علی ما تنهاست و چاهی ندارد که غصه هایش را با او در میان بگذارد...بیا و رأس سبز شاپرک هایی باش که در جستجوی قبر یاس؛سرگردان کوچه های هاشمیند...
کاش می شد...
که خدا اجازه ظهورت می داد
کاش می شد...
که در این دیار غربت
و میان موج غم ها
به سکوت سرد وسنگین
رخصت خاتمه می داد
کاش می شد...
جمعه ما شاهد اَََبروی زیبای تو می شد
دیده نا قابل ما فرش گیسوی تو می شد
کاش می شد...
انتظار منتظر به پایان رسد
و هوا میزبان یاس ها و نسترن ها
خاک پای مهدی زهرا شود
کاش می شد...
تو هم از انتظار خسته شوی و برای فرج دعا کنی
کاش می شد...
از هجر تو بی قرار بودن تا کی؟
بازیچه روزگار بودن تا کی؟
ترسم که چراغ عمر گردد خاموش
دور از تو به انتظار بودن تا کی؟

از دل برآمد:خدایا ما مدعیان دروغزن انتظاریم.حرف از چشم انتظاری می زنیم اما به اندازه ساده ترین دوستانمان چشم انتظارش نیستیم!خدایا لذت انتظار را به ما بچشان.
"اللهم عجل لولیک الفرج"
اََلمُهَََیمِِنُُ
خدا آگاه است بر جمیع نهانیها و آشکارا
کاربرد استفاده برای ذکر دادن:
*هرکس هرشب قبل از خواب 125 مرتبه بگوید اَلمُُهَََیمِنُُ صفای باطن می یابد و بر حقایق اشیاء آگاهی می یابد.ان شاء الله
*هر انسان سالک که طالب اسرار باطن باشد،تا 40 الی 70 روز،هر روز غسل کرده و 1040 مرتبه بگوید یا مُُهََیمِنُ،ان شاء الله به مرادش برسد.
*به جهت اطلاع ضمائر،گفتن این اسم روزی 145 بار نافع است و هرکس که بعد از غسل 100 نوبت این اسم را بگوید،بر باطن ها مشرف گردد و هرکه هر روز،روزی 175 مرتبه این اسم را بگوید،باطنش جلا داده می شود.ان شاء الله
منبع:99-گل از گلستان أسماء هُُو جَََلََّ جََلالُه
حدیثی هست از امام جعفر صادق(ع) که بی مناسبت نیست آن را در اینجا ذکر کنیم:
حضرت صادق(ع) برای بعضی از دوستان خود نوشتند:«اگر می خواهی پایان عمرت به خیر باشد و بر بهترین اعمال و حالات بمیری،پس بزرگ بدان خدا را،مبادا نعمت های او را صرف در معصیت هایش کنی و از حلم خدا به خودت مغرور گردی،یعنی نعمت خدا را وسیلۀ معصیت قرار نده،و گرامی بدار هرکسی که یاد ما اهل بیت(ع) می کند یا اظهار دوستی ما را می نماید.خواه راست بگوید یا دروغ.چون تو به نیت خود پاداش می بینی و وزر دروغش برای خود اوست.»(بحارالانوار)
برداشت شخصی:گوش هایت را صرف شنیدن ترانه ها نکن.چشم هایت را صرف دیدن حرام نکن.زبانت را صرف دروغ،غیبت و تهمت نکن.دست هایت را صرف دزدی و اعمال ناشایست نکن.پاهایت را صرف رفتن به کافی شاپ ها و اماکن لااباره نکن.پولت را صرف خرید های مازاد بر مصرف نکن.اسراف نکن.بدحجابی نکن.حب دنیا را از دلت بیرون ببر...البته معصیت ها فراوانند و بنده به سهم خود تعدادی را برشمردم.حالا با خودت روراست باش و همواره یاد خدا را در دلت روشن نگه دار که به گفته پیر جماران «عالم محضر خداست.در محضر خدا معصیت نکن»
مرگ هم حقه و هر لحظه از عمر یک قدم به مرگ نزدیک می شوی...و اگر حب خدا و اهل بیت(ع) را داشته باشی جان کندن برایت آسانتر خواهد بود و خود اهل بیت(ع) به دادت می رسند.
"خدایا به حق محمد و آل پاکش درود و رحمت بفرست و ما را از سختی های مرگ نجات بده.آمین یا رب العالمین"
اگر می خواهیم دربارۀ سرزمینی بدانیم باید قصۀ زندگی آدمهایش را بخوانیم.اگرچه ورق،ورق تاریخ شرح حماسه های این مردم است.ولی شاید هیچ دورانی را نتوان مانند دوران دفاع مقدس یافت که مردم خودجوش و انقلابی به جنگ با دشمن تا دندان مسلح رفتند و تنها سلاح ایمان و تقوا بود.آنان حول ولایت می چرخیدند و اینگونه بود که باعث حیرت و سرگردانی دشمن می شدند...
شاید بتوان گفت که هنوز آن مردم ولایت مدار هستند و زیر پرچم ولایت فقیه زندگی می کنند.و در راهپیمایی ها و مواقعی که نیاز به حضور وحدتی باشد،گوش به فرمان ولی فقیه حضور می یابند.که نمونه بارز آن حضور میلیونی در انتخابات،راهپیمایی روز قدس،9 دی و 22 بهمن است...
لکن دشمن دریافته که تنها با براندازی اصل ولایت می تواند به اهداف شیطانی و پلید خود؛که همان از بین بردن نظام جمهوری اسلامی است؛برسد.و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نکرده و نخواهد کرد.که از آن جمله اغفال کردن جوانان خام و خدشه کردن احساسات عمومی در ترورها و مخصوصا در عاشورای حسینی است...
عملی که بی پاسخ نماند.مردم باز هم با فریاد «ما با ولایت زنده ایم» حماسه ماندگاری چون 9 دی خلق کردند...
دشمن همواره در کمین است.باید هوشیار بود...
اما مسئله زجرآور این زمان بدحجابی است.نباید به حضور حماسه آفرین ملت مغرور شویم.نیاز به حماسه دیگری است.نیاز به حضور پررنگ تری است.متوجه نمی شویم یا چشمانمان را بسته ایم؟چرا در روز عاشورا؛در عزای امام حسین(ع)؛راه میافتیم به مساجد و تکایا.دسته روی می کنیم.شام غریبان راه می اندازیم.غافل از اینکه هدف اصلی را گم کرده ایم!چرا کسی به این دختران چیزی نمی گوید؟چرا نمی گوید مراسم عزاست نه عروسی که چنین خود را ساخته ایی؟چرا موهایت بیرون ریخته ایی؟برای کی آرایش می کنی؟
بسا مادرانی را دیده ایم که خود محجبه اند.ولی دخترشان که اتفاقا پابه پای مادر راه می روند وضع افتضاحی دارند!!!
از آن طرف وضع بد آرایش موی سر و صورت پسران است.چرا در یک کشور اسلامی باید مدل موی یک پسر عجیب و غریب باشد؟چرا باید گردن بند به گردن بیاندازد و انگشتری طلا در دست کند؟چرا باید لباس های تنگ با تصاویری شیطانی به تن کند؟
اگر از همین دختران و پسران بپرسیم «شما شیطان پرست هستنید؟» خواهند گفت «ما مسلمانیم»...!!! حال سوال این است کجای اسلام چنین پوششی را تأکید کرده است؟اگر خون بگرییم کم است...تا کی باید دست رو دست بگذاریم و فقط آه بکشیم؟همه مان مسئولیم...باید حماسه دیگری خلق کرد...
لطفا این مطلب را به منظور فرهنگ سازی لینک بدهید.
توضیح:بدون شک همه ما از تسخیر هواپیمای جاسوسی آمریکا در خاک ایران توسط دلاورمردان ایران احساس غرور کرده ایم.این حقیر تصمیم گرفتم با این شعر ناقص و سراپا اشکال از دلاورمردان ایران تشکر و قدردانی کنم.به راستی آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.
احساس غرور
سلام بر تو ای دلاور
تو یا آن شهید تکاور
غروری به من داده ای تو
که در عرش باشم هردم شناور
که آمریکا غلطی نتواند کند
طنین انداخته در ایران تناور
رصد کرده ایی تو با چشم تیزت
چه خیال کرد شیطان در ماه آذر
پریشانی و غفلت و اعتراف
شد ورد زبان سیا مکرر
تو با رأیت ابوالفضل العباس
خشنود ساخته ایی قلب رهبر
شمر و یزید و عمرسعد و وهابی
ندانند زینب(س) هست حافظ مطهر
چگونه به پایان برم این غزل را
طَََیّّب الله احسنت بارک الله برادر
«التابئون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود الله و بشر المؤمنین»
سورۀ توبه،آیۀ 111
اصلی ترین عامل قیام امام حسین(ع)،امر به معروف و نهی از منکر است.به موجب این عامل اگر مردم کوفه از حضرت دعوت نمی کردند و اگر مسئله بیعت گرفتن از امام حسین(ع) برای یزید ملعون نبود،امام(ع) ساکت نمی نشستند و قیام می کردند.
امر به معروف و نهی از منکر مانند نماز و روزه بر هر مسلمانی واجب است.چنانکه قرآن در سورۀ آل عمران،آیۀ 102 می فرماید:«ولتکن امة منکم یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» باید در میان شما چنین امتی باشد یا شما چنین امتی باشید که کارتان دعوت به خیر(امر به معروف) و نهی از منکر باشد.
وقتی جامعه ایی دچار فساد شود.واجبات خدا ترک و محرمات خدا رایج شود.حلال خدا حرام و حرام خدا حلال شمرده شود.چه کسی بیشتر سود می برد؟!آیا غیر از دشمن اسلام کسی سود می برد؟!دشمن می خواهد در میان مسلمانان تفرقه ایجاد کند.بدعت ایجاد کند.می خواهد مسلمانان به جان هم بیفتند.یکدیگر را فحش دهند.در نتیجه راحت تر بر علیه اسلام تبلیغ کند.
در اسلام به کارهای ساده ایی که تأثیر در خودسازی دارد زیاد سفارش شده است:به زیارت حاجی بروید،تشییع جنازه کنید،در مراسم ختم شرکت کنید و...این کارهای ساده از عهدۀ هرکس برمی آید.اسلام همیشه به کارهای ساده اداره نمی شود.موقعی می رسد که باید مثل حسین بن علی(ع) برخاست و حرکت کرد.مثل حسین بن علی(ع) قیامی کند که نه تنها جامعه آن روز بلکه جامعه امروز اسلامی را به حرکت درآورد.موج آن حرکت پنج سال بعد به یک شکل اثر کند،ده سال بعد به شکل دیگری اثر بخشد،و بالاخره شصت سال بعد،صد سال بعد،هزار سال بعد باز الهام دهندۀ نهضت ها باشد.
این کشور،یک کشور اسلامی است.کشور تشیع است.کشور حسین بن علی(ع) است.ما امام حسین(ع) را نگهداری نکردیم،امام حسین(ع) ما را نگهداشته است.وقتی خطر عمیقی ما را تهدید کند به سمت امام می رویم.محرم در ما زنده می شود.حسین بن علی(ع) در راه امر به معروف و نهی از منکر،یعنی در راه اساسی ترین اصلی که ضامن بقاء اجتماع اسلامی است،اصلی که اگر نباشد اجتماع متلاشی می گردد،کشته شد.تا جلوی بدعت را بگیرد.تا از تفرق جلوگیری کند.باید چنین شخصیتی،چنین قیامی الگو برای تمام مسلمین در هر زمانی باشد.باید هرجا ظلم،فساد و بی دینی مشاهده گردید امر به معروف و نهی از منکر کرد.نه با زبان.بلکه با عمل.باید قیام کرد و برخاست.باید حرکت کرد.
با مروري بر ادبيات سياسی رايج در روند وقوع انقلاب اسلامی،شعارها،سخنرانی ها و بيانيه های انقلابيان و رهبران نهضت،این واقعیت روشن می شود که از ميان عناصر مذهبي،«فرهنگ عاشورا و نهضت امام حسين(ع) »،نقش بسزایی در اين زمينه ايفا نموده است.هدف و انگيزه مردم ايران از انقلاب اسلامی،نابودی ظلم،استبداد و استكبار و برپایی حكومت عدل الهی و اجرای احكام اسلامی به عنوان «معروف» و جلوگيری از وابستگی به اجانب و بيگانگان به عنوان «منكر» بود.اينها همان انگيزه و هدف امام حسين(ع) از قيام بود.آنجا كه ميفرمايد:«انما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدی اريد ان آمر بالمعروف و انهی عن المنكر و اسير بسيرة جدی و ابی علی ابن ابی طالب(ع)»
برخي از علماي اسلامي بر اين عقيده اند كه مهمترين انگيزه امام حسين(ع) از اين قيام،ايجاد حكومت اسلامی بوده است.امام خمينی(ره) در اين زمينه می فرمايد:«زندگی سيدالشهدا،زندگی حضرت صاحب(عج)،زندگی همه انبيای عالم،همه انبيا -از اول،از آدم تا حالا- همه شان اين معنا بوده است كه در مقابل حكومت جور،حكومت عدل را می خواستند درست كنند.»
اینک وظیفه ما مسلمانان در جهان امروز این است که به دنبال حکومت های اسلامی و مقررات اسلامی برویم.یک همبستگی و اتحاد ایجاد کنیم.و با تأسی از نهضت حسینی و انقلاب اسلامی به مبارزه با مزدوران و خونخواران جهان:«آمریکا،اسرائیل،انگلیس» بپردازیم.و تا فروپاشی کامل استکبار و برپایی حکومت عدل جهانی از پای ننشینیم.
"برداشت آزاد از کتاب عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی،اثر استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری"
دادی دو دست و دست دو عالم بسوی توست
ساقی تویی و باده ی ما از سبوی توست
ای ماه هاشمی لقب و پور و تراب
داروی درد ما به خدا خاک کوی توست
ای یادگار و زاده ی مشکل گشا علی(ع)
هر دل شکسته در طلب و جست و جوی توست
باب الحوائج همه ی خلق عالمی
در جمع عاشقان همه جا گفتگوی توست
از من مپوش چهره که من دل شکسته ام
خود آگهی که چشم امیدم به سوی توست
کردی وفا و تشنه برون گشتی از فرات
ای آنکه عرض آب بقا از آبروی توست
آمد حسین بر سر تو دید پیکرت
در خاک و خون فتاده از جور عدوی توست
آثار انکسار عیان شد به چهره اش
وقتی که دید غرقه به خون روی و موی توست
گفتا ز جای خیز تو ای یار و یاورم
بنگر خمیده پشت من از هجر روی توست
یا ابوالفضل العباس(ع)
یادش به خیر آن روزها را...
روزگاری که عشق به خدا در قلب ها می جوشید.روزگاری که در مقابل عمل،اخلاص موج می زد.ارزش ها با ارزش های الان فرق داشت.کسی به فکر درجه و مقام نبود.تلاش همه سبقت گرفتن در خوبی ها و جلب رضای خدا بود نه جلب رضای بنده خدا.
یادش به خیر...
روزگاری که امر به معروف و نهی از منکر صفایی داشت.دروغ،غیبت،تهمت،دزدی،حرام خواری،اسراف،ریا و...جایی نداشت.حرف امام حجت بود.
یادش به خیر...
بچه هایی بودند که بدون غسل شهادت از خانه بیرون نمی آمدند.صورتشان رنگ تیغ ندیده بود.تا صدای اذان برمی خواست در حال تکبیر بودند.
یادش به خیر...
بسیجی آن روزگار وارث کربلا بود و مقتدایش امام حسین(ع).بسیجی آن روزگار شب ها در فراق مولا می نالید و روزها با دشمن تا دندان مسلح می جنگید.بسیجی آن روزگار کربلا نرفته بود ولی کربلایی بود.
یادش به خیر...
همه عاشقانه و خالصانه به مدرسه عشق؛بسیج؛آمده بودند و درس شهادت و رشادت را آموخته و در جبهه ها پیاده کردند.فارغ التحصیلان بی نام و نشانی که در جنّّّّّّت سکنی گزیدند.
مجاهدان تربیت یافته در مکتب عاشورا که دفتر تشکل لشگر مخلص خدا را با خون خود امضا نمودند.
بسیجی...
بسیجی کسی است که شور و شعور را در هم آمیخته و پیوندی ناگسستنی با مولای خوبان دارد که در قالب زمان محدود نشده و همچنان ادامه دارد.تا زمانیکه کشور محتاج امنیت است حضور بسیج و بسیجی لازم و ضروری است و هیچ کشوری در هیچ زمانی بدون امنیت نمی تواند به حیات خود ادامه دهد.
بسیجی نیرویی کارآمد و سرمایه ای گرانبها برای اسلام و انقلاب و کشور است که باوجود آن،کشور از گزند دشمنان مصون مانده و راه های ترقی و پیشرفت با سرعتی بیشتر طی می شود و هرکس این نیروی عظیم را انکار کند در خرد و یا صداقت او باید شک کرد.
بسیجی تیری آتشین به قلب دشمنان اسلام و انقلاب است که همیشه و در هر حال بیدار است.
بسیجی با توأم...
بسیجی بودن لیاقت می خواهد.هرکسی که امروز بسیجی آقا امام خامنه ایی نباشه،فردا هم بسیجی آقا امام زمان(عج) نیست.بیاییم یک تلنگر به خودمان بدهیم و با تأسی از بسیجیان راستین انقلاب و اسلام،آنگونه باشیم که آقا می خواهند:بابصیرت،مخلص،فداکار،عاشق،باولایت،متخلّّّّق به اخلاق الهی،صادق،درستکار،صاف و ساده،بی ریا،باتقوا و...
در جستجوی حقیقتی بودم که باور کنم که زنده ام؛به دنبال چشمانی بودم که درد را بخواند از سکوت نگاهم؛آرامشی را طلب می کردم که معنای ایثار دهد؛عطری می خواستم که بوی اخلاص از آن برخیزد؛قلبی می خواستم تا غم هایم را در خود جای دهد؛بازوانی را جویا بودم که تکیه گاهم در برابر دشمن باشد؛منتظر کسی بودم تا با اکسیر مهربانی یاریم دهد؛نیازمند صدایی بودم تا مرا به خودم فرا خواند و به شریانم حیات و گرما بخشد؛در انتظار کسی که مرا باور داشته باشد و رویاهایش را با من قسمت کند...
تو را یافتم!آن هنگام که در قامت بلند ولایت بر ماذنه ایمان،صلای معنویت و آزادی سر دادی...
وقتی نگاهم به نگاهت گره خورد،باورت کردم و احساس یک همدلی با شکوه در من بیدار شد،گرمای حاصل از حرارت عشق سراسر وجودم را پر کرد،و به برکت این عشق رویین تن شدم و به کسوت بسیجی درآمدم.
اینک در سایه وجودت،تمامی احساس های خوب را تجربه میکنم و توانایی غلبه بر تمامی ناملایمات را باور دارم...
سخنانت نشان از ابدیت داشت و سرچشمه کامیابی و بالندگی بود.در کنارت،خشم توفان و آرامش رنگین کمان را با هم دارم.تو همانی که در جستجویش بودم.پس بگذار برای همیشه مرا با عنوان «بسیجی خامنه ایی» بشناسند.
تا به حال دقت کرده ایی وقتی مرغی را عریان می کنند چقدر زشت و بی قواره است؟!تا به حال دقت کرده ایی وقتی شاخ و برگ درختی،از تن سبز بر زمین می ریزد چقدر زشت و بی قواره است؟!و زمانی که طوفان وحشیانه بر سر و رویش می تازد،هیچ پناهی ندارد؟!تا به حال به خانه ایی بی حصار دقت کرده ایی،که راحت تر دزد در آن نفوذ می کند؟!در پس ِِاین برهنگی ِِِاجباری،هاله ایی از شرم نهفته است!!!
ای دختر ایران زمین!تو که دوست نداری تو را به مرغی پرکنده،یا درختی عریان،یا خانه ایی بی در و پیکر تشبیه کنم؟مرغ اگر بال و پر داشته باشد،آسان تر در هستی به پرواز در می آید؛درخت با شاخ و برگ زیباتر؛و خانه با دیوار امن تر است؛قبول که داری؟
چادرم!مرا ببخش اگر حق تو را آنگونه که باید بجا نیاوردم؛مرا ببخش اگر گاهی از یاد می برم که سیاهی تو با سرخی خون برادران شهیدم یکی است؛مرا ببخش اگر وصیت برادرانم را بر زمین گذاشتم...
ای دختر ایران زمین!مبادا خیال کنی که چادر از مد افتاده است...اگر چنین تصور اشتباهی کردی،باید به حال تو تأسف خورد،چرا که تمام خاک های زمین به آن بوسه می زنند،تاروپود سیاهی که چفیه دختران است...
تصور کن امروز همان روزگار دفاع مقدس است و تو هم چاره ایی جز نبرد با دشمن نداری؛فکر می کنی با کدام سلاح و چگونه بجنگی؟
همه دوست دارند پیروز ِمیدان باشند.تو هم میدان داری کن.در صف اول مبارزان دفاع مقدس در برابر جنگی کاملا نرم و هوشمندانه...دفاع مقدس همین جاست...در همین خیابان ها...تنها با چادر که هیچ سلاحی دندان شکننده تر از چادر نیست.بیا من و تو دست در دست هم بگذاریم و در این روزگار وانسفا،با چادرمان به جنگ دشمن برویم.دشمن همینجاست.صدای خنده کریه اش را می شنوی؟صدایی همچون کفتار،که به سلاخی روحمان آمده است...بیا یک سنگ از دامن عفت برگیریم...من آماده ام.تو چطور؟؟؟
| Design By : 7Tools |
