العجل العجل يا مولای يا صاحب الزمان شهيدان را شهيدان مي شناسند یاسین و القرآن الحکیم | آبان ۱۳۹۷
خشت433:شیعه واقعی از زبان امام حسن عسگری(ع)

"بسم الله الرحمن الرحیم"

خانه زندان است و زندان خانه،این سرگذشت 6 سال امامت پیشوای جوان شیعیان است در زمستانی ترین روزهای تاریخ.حالا زهر به جان فرزند زهرا افتاده،سامرا ماتمسرا خواهد شد اگر...خدا نکند!

چندی پیش شیعیان آمده بودند،مخفیانه،تا از امامشان رهنمودی بگیرند.امام لب گشود و سندی ساخت که تا قیامت دوستانش را کفایت کند.امروز نوبت من است که نامه را بگشایم:

بسم الله الرحمن الرحیم

شما را سفارش مى ‌كنم به رعايت تقواى الهى،پيشه كردن پارسايى در دين خود،كوشش بسيار براى خدا،راستگويى،امانت پردازى به كسى كه چيزى به شما سپرده خواه نيكوكار باشد و خواه بدكار،انجام سجده ‌هاى طولانى و خوش همسايگى...

زيرا هر يك از شما كه در دينش پارسا و در گفتارش راستگو باشد و امانت مردم را بپردازد و با آنان خوش اخلاقى نمايد،در اين صورت گويند:اين يك شيعه است!من از شنيدن آن جمله شادمان مى ‌شوم.

از خدا پروا نماييد و زينت باشيد نه مايۀ زشتى[و سرافكندگى]،همۀ دوستى را به سوى ما بكشانيد و هر زشتى را از ما دور نماييد؛زيرا هر خوبى كه در حقّ‌ ما گفته آيد ما شايستگى آن را داريم و هر بدى كه در بارۀ ما بر زبان آيد ما چنان نيستم...

بسيار ياد خدا و ياد مرگ نماييد و بسيار به تلاوت قرآن بپردازيد و صلوات بر پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله فرستيد؛زيرا صلوات بر رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله ده حسنه دارد.آنچه را به شما سفارش كردم در حفظ‍‌ آن بكوشيد،شما را به خدا مى‌ سپارم و به شما درود مى‌ گويم.

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

+جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷؛ *یه مسافر* |
خشت432:غیرت علی اکبری

"بسم الله الرحمن الرحیم"

 

محمدرضا از زبان آقایش نوشت:

"ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی"

اگر دین محمد تداوم نمی یابد مگر با کشته شدن من،پس ای شمشیرها مرا در برگیرید...

حاشا به غیرت علی اکبریت

در جوانی ندای هل من ناصر خاندان اهل بیت

را شنیدی و حسرت آن را می خوردی

که خدایی نکرده آن روز نرسد

که دیگر آن ندا را نشنوم!

هنوز تعلق به این دنیا پیدا نکرده بودی

که جان خود را نثار عمه ی امام زمانت کردی...

سلام خدا بر تو ای شهید راه حق...

شهادت به حرف نیست که بگوییم و به دستش آوریم

ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم

غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند...

خانه ای است در اینجا که کریم اند همه

سر این کوچه اگر رهگذرش بیشتر است...

(شهید مدافع حرم محمدرضا دهقان امیری)

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

+سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷؛ *یه مسافر* |
خشت431:وضوی دیجیتالی

"بسم الله الرحمن الرحیم"

به طور کلی سه مدل گوشی بیشتر نداریم:

۱-گوشی که خالی از عکس،کلیپ و اس ام اس های مبتذل است.( گوشی مومن)

۲-گوشی که پر از عکس و کلیپ و اس ام اس مبتذل است.( گوشی کافر)

۳-گوشی که هم عکس،فیلم و اس ام اس مبتذل دارد و هم مداحی و قرآن و…(گوشی منافق)

 گوشی مومن که موجب هدایتش می شود یا حداقل موجب گمراهیش نمی شود.

گوشی کافر اون را به گمراهی و ظلالت می کشاند و آخرتش را تباه می کند.

گوشی منافق در دنیا و آخرت صاحبش را خوار و ذلیل می کند و موجب جاودانی اون در عذاب می شود.

 نکته جالب:اینکه گوشی منافق که هم عکس،فیلم و اس ام اس مبتذل دارد و هم مداحی و قرآن و...وضعش از کافر بدتر است.

چون در سوره بقره وقتی خداوند شروع به تعریف کافر و منافق می کند،دو آیه در تعریف و نکوهش کافر آمده(آیات 6و7) ولی در تعریف و نکوهش منافق که بعد از همین آیات است بیش از ۱۰ آیه(آیات ۸تا۲۰)

و یا به این دلیل که کافر یک رو هست و می گوید با خدا کاری نداریم و بردگی شیطان رو به بندگی خدا ترجیح می دهیم؛ولی منافق به مومن می گوید با شما هستم و به کافر هم می گوید با شما هستم.

فرض کنید به محضر امام زمان(عج)،همانی که منتظر ظهورش هستید،رسیده ‎اید و امام قصد بررسی گوشی موبایل شما را دارند.

آیا به راحتی و بدون دلهره گوشی موبایل را تقدیم ایشان می ‎کنید؟!

و یا با ترس و دلهره که نکند امام آن فیلم غیراخلاقی را ببیند،نکند آن عکس را ببیند،و یا آن متن نادرست پیامک را بخواند و هزار نکند دیگر…گوشی را به امام می دهید؟!

لازم به ذکر است که گرچه امام زمان(عج) به طور مستقیم گوشی ما را بررسی نمی ‎کنند؛اما یقینا از محتویات گوشی،وبلاگ و ایمیل ما مطلع هستند.

آیا از این موضوع شرمنده می ‎شویم و یا سربلند و مورد رضایت اماممان هستیم؟!

پس بیاییـــــــــــــــم تا دیــــــر نشده

وضوی دیجیتـــــــــــــــالی بگیریم...

فضای مجازی هم محضر خداست

پس در محضر خدا معصیت نکنیم.

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

+یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷؛ *یه مسافر* |
خشت430:در آخرين لحظات،در فكر هدايت

"بسم الله الرحمن الرحیم"

عمروبن اسحاق كه يكى از اصحاب حضرت امام حسن مجتبى(ع) مى باشد،حكايت كند:

روزى من به همراه يكى از دوستانم جهت عيادت آن حضرت به محضر شريف ايشان شرفياب گشتيم.

و چون اندك زمانى نشستيم،جوياى حال و احوال آن امام مظلوم(ع) شديم كه حضرت به من خطاب نمود و فرمود:

يابن اسحاق!آنچه نياز دارى سؤ ال كن.

عرض كردم:يابن رسول اللّه!حال شما مساعد نيست،هرگاه نقاهت شما برطرف شد و سلامتى خود را باز يافتى مسائل خود را مطرح مى نمائيم.

در همين موقع حضرت از جاى خود برخاست و از اتاق خارج گشت و پس از گذشت لحظاتى كه مراجعت نمود فرمود:پيش از آنكه مرا از دست بدهى آنچه مى خواهى سؤ ال كن.

گفتم: ان شاء اللّه پس از آن كه عافيت و سلامتى خود را باز يافتى،اگر سؤ الى داشتم به عرض عالى مى رسانم.

در اين هنگام حضرت فرمود:دشمنان چندين مرتبه مرا زهر خورانيده اند؛ليكن اين بار به جهت شدّت زهر جگرم متلاشى شده است و ديگر مرا گريزى از مرگ نيست.

عمرو بن اسحاق گويد:ناگاه حال حضرت وخيم گشت و لخته هاى خون استفراغ مى نمود؛و من ديگر نتوانستيم بنشينيم  لذا مرخّص شدم تا آن حضرت اندكى بيارامد.

فرداى آن روز دوباره جهت ملاقات و ديدار به حضور آن امام مظلوم شرفياب شدم و ديدم كه حضرت سخت به خود مى پيچد و مى نالد و حسين(ع) بر بالين بسترش غمگين و افسرده حال نشسته بود و اظهار داشت:برادرم!چه كسى با تو چنين كرد؟

امام حسن مجتبى(ع) با سختى لب به سخن گشود و در جواب فرمود:آيا مى خواهى از قاتل من انتقام بگيرى و قصاصش كنى؟

برادرش حسين(ع) پاسخ داد:بلى.

امام مجتبى(ع) فرمود:خداوند متعال از همه خلايق قوى تر و عالم تر است و من دوست ندارم كه به خاطر من شخصى كشته گردد و خونى بر زمين ريخته شود.

( چهل داستان وچهل حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام؛

موسسه تحقیقات و نشر منابع اهل البیت)

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

+سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۷؛ *یه مسافر* |
خشت429:جامانده

"بسم الله الرحمن الرحیم"

خواستم این اربعین را کربلا باشم،نشد

از نجف،پای پیادهکربلا باشم،نشد

زائران بین نمازی در حرم یادم کنید

هر نمازی خواستم در کربلا باشم،نشد

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

+یکشنبه ۶ آبان ۱۳۹۷؛ *یه مسافر* |
خشت428:زینب شدن...

 "بسم الله الرحمن الرحیم"

یعـقوب ندید که یوسـف را در چاه می اندازند؛

فقط لباسِ خونیش را دید...

و پس از نابینایـی،دیگر آن را هم نـدید!

می دانست زنده است

فقط دلتنگ بـود...

ندید که در بـازار می فروشنَش...

ندید کسی را سنگ بزنند...

یا با خیزران...

زینب اما دید

آنهایی را که یـعـقوب فقط شنیده بـود

زینب دید...

گاهی خدا اراده می کند بعضی چیزها را

حس کنی...

مثل عطش

درد

غربت

بی کسی

زخـــم زبان

و بعضی چیزها را ببینی...

مثل پهلوی شکسته

فرق شکافته

جگر پاره پاره

گودال قتلگاه...

گاهی خدا می خواهد...

همین!

خواستم با خودم مرور کنم که

زینب شدن به این سادگی ها نیست!

چون دلت در برابر دردها شكيبا بود

هرچه چشم تو ديد زيبا بود!

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

+سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷؛ *یه مسافر* |