
انقلابی بودن یعنی چه؟آدم انقلابی کیست؟
«انقلابی بودن» نه فقط به این معناست که علاقه مند و یا حتی عاشق انقلاب و نظام اسلامی و...بود.
نه فقط به ظاهر و لباس پوشیدن هایی خاص...
نه فقط به سردادن شعارهایی آرمانگرایانه...
این ها همه برای یک آدم انقلابی نیاز است،اما این ها تعریف یک آدم انقلابی نیست.
بلکه انقلابی بودن یعنی لحظه به لحظه و قدم به قدم،در هر جا و جایگاهی،"انقلاب کردن"...
در خود و در جامعه ی خود و در دنیای خود...
یعنی پیشرفت کردن،بهبود یافتن،متحول شدن...آن به آن و لحظه به لحظه...
آدم انقلابی یعنی آدمی خاص و متفاوت،تحول خواه و ناراضی به وضع نابسامان موجود...
انسانی بدنبال کمال.کمالی که جز از راه "انقلاب" بدست نمی آید...
آدم انقلابی یعنی عاشق ِ"انقلاب".نه صرفاً مصداق انقلاب،یعنی انقلاب اسلامی ایران،بلکه عاشق خود ِلفظ "انقلاب".عاشق خود ِ"انقلاب کردن"...
یعنی کسی که دگرگون شدن و متحول شدن و در یک کلام "انقلاب کردن" رو دوست دارد.دوست دارد و برایش تلاش می کند.براش تلاش می کند و خودش را برایش آماده می کند...
آدم انقلابی سختی و راحتی و مشقت و آسایش برایش مسئله نیست.آن چیزی که مهم است "انقلاب" است.
و آماده شدن برای انقلاب.انقلابی بزرگ...
انقلابی باشیم،انقلابی بمانیم
ان شاالله
من انقلابی ام...
(حذر.آی آر)
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
۱۲توصیه امام خامنه ای برای استفاده بهتر از لیالی قدر:
1.با آمادگی معنوی وارد شب قدرشوید.
در ماه رمضان هم -در همه روزها و شب ها- دلهایتان را هرچه می توانید با ذکر الهی نورانی تر کنید،تا برای ورود در ساحت مقدّس لیلةالقدر آماده شوید،که:«لیلةالقدر خیر من الف شهر*تنزّل الملائکة والرّوح فیها بإذن ربّهم من کل امر»؛شبی که فرشتگان،زمین را به آسمان متّصل می کنند،دل ها را نورباران و محیط زندگی را با نور فضل و لطف الهی منوّر می کنند.شب سِلم و سلامت معنوی؛«سلامٌ هی حتّی مطلع الفجر»؛شب سلامت دل ها و جان ها،شب شفای بیماری های اخلاقی،بیماری های معنوی،بیماری های مادّی و بیماری های عمومی و اجتماعی که امروز متأسفانه دامان بسیاری از ملت های جهان،از جمله ملت های مسلمان را گرفته است!سلامتی از همه اینها،در شب قدر ممکن و میسّر است؛به شرطی که با آمادگی وارد شب قدر شوید.
2.ساعات لیلةالقدر را مغتنمبشمارید.
قدر لیلةالقدر را باید دانست،ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کاری کرد که انشاءالله قلم تقدیر الهی در شب های قدر برای کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آنچنان که شایسته مردم مؤمن و عزیز ماست،رقم بزند.
3.از رذائل مادی خود را دورکنید.
ما باید امیدوار باشیم،دعا کنیم و بکوشیم از این شب ها برای عروج معنوی خود استفاده کنیم؛چون نماز معراج و وسیلهی عروج مؤمن است.دعا هم معراج مؤمن است،شب قدر هم معراج مؤمن است.کاری کنیم عروج کنیم و از مزبله مادی که بسیاری از انسان ها در سراسر دنیا اسیر و دچار آن هستند،هرچه می توانیم،خود را دور کنیم.دلبستگی ها،بدخلقی ها -خلقیات غیر انسانی،ضد انسانی-،روحیات تجاوزگرانه،افزون خواهانه و فساد و فحشا و ظلم،مزبله های روح انسانی است.این شب ها باید بتواند ما را هرچه بیشتر از اینها دور و جدا کند.
4.بهترین اعمال در این شب،دعاست.
فرمود:«لیلةالقدر خیر من الف شهر»؛شبی که به عنوان لیلةالقدر شناخته شده است و مردد است بین چند شب در ماه رمضان،از هزار ماه برتر و بالاتر است.در ساعتهای کیمیایی لیلةالقدر،بندهی مؤمن باید حداکثر استفاده را بکند.بهترین اعمال در این شب،دعاست.احیاء هم برای دعا و توسل و ذکر است.نماز هم -که در شب های قدر یکی از مستحبات است- در واقع مظهر دعا و ذکر است.در روایت وارد شده است که دعا «مخّ العبادة»؛مغز عبادت،یا به تعبیر رایج ماها،روح عبادت،دعاست.دعا یعنی چه؟یعنی با خدای متعال سخن گفتن؛در واقع خدا را نزدیک خود احساس کردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن.دعا یا درخواست است،یا تمجید و تحمید است،یا اظهار محبت و ارادت است؛همهی اینها دعاست.دعا یکی از مهمترین کارهای یک بندهی مؤمن و یک انسان طالب صَلاح و نجات و نجاح است.دعا در تطهیر روح چنین نقشی دارد.
5.به معانی دعاها توجهکنید.
ادعیهی رسیدهی از معصومین(ع) همه پرمغز،پرمضمون از لحاظ سوز و گداز عاشقانه و عارفانه است و غالباً در حد عالی،منتها جزو بهترین ها یا شاید بهترین ها،این دعاهائی است که از امیرالمؤمنین(ع) رسیده است.همین دعای کمیل یا دعای صباح یا دعای مناجات شعبانیه،که من از امام(رضوان اللَّه علیه) یک وقتی پرسیدم که در بین این دعاها شما بیشتر به کدام علاقه دارید،ایشان گفتند دعای کمیل و مناجات شعبانیه.هر دو از امیرالمؤمنین(ع) است.این راز و نیاز و سوز و گداز امیرالمؤمنین و هم مناجات های آن بزرگوار،حقیقتاً گدازنده است برای کسی که توجه داشته باشد.و من خواهش می کنم جوانان عزیز ما سعی کنند معانی این کلمات و این فقرات را در این دعاها مورد توجه قرار بدهند.الفاظ دعا،الفاظ فصیح و زیبائی است؛لیکن معانی،معانی بلندی است.
6.با خدا حرف بزنید.
در این شب ها با خدا باید حرف زد،از خدا باید خواست.اگر معانی این دعاها را انسان بداند،بهترین کلمات و بهترین خواستهها در همین دعاها و شب های ماه رمضان و شب های احیاء و دعای ابیحمزه و دعاهای شب های قدر است.اگر کسی معانی این دعاها را نمی داند،با زبان خودتان دعا کنید؛خودتان با خدا حرف بزنید.بین ما و خدا حجابی وجود ندارد؛خدای متعال به ما نزدیک است؛حرف ما را می شنود.بخواهیم با خدا حرف بزنیم؛خواستههای خودمان را از خدای متعال بخواهیم.این انس با خدای متعال و ذکر خدای متعال و استغفار و دعا خیلی تأثیرات معجزآسائی بر روی دل انسان دارد؛دل های مرده را زنده می کند.
7.از خدای متعال عذرخواهیکنید.
شب قدر،فرصتی برای مغفرت و عذرخواهی است.از خدای متعال عذرخواهی کنید.حال که خدای متعال به من و شما میدان داده است که به سوی او برگردیم،طلب مغفرت کنیم و از او معذرت بخواهیم این کار را بکنیم،والّا روزی خواهد آمد که خدای متعال به مجرمین بفرماید:«لایؤذن لهم فیعتذرون»؛خدای نکرده در قیامت،به ما اجازه عذرخواهی نخواهند داد.به مجرمین اجازه نمی دهند که زبان به عذرخواهی باز کنند؛آنجا جای عذرخواهی نیست.اینجا که میدان هست،اینجا که اجازه هست،اینجا که عذرخواهی برای شما درجه می آفریند،گناهان را می شوید و شما را پاک و نورانی می کند،از خدای متعال عذرخواهی کنید.اینجا که فرصت هست،خدا را متوجّه به خودتان و لطف خدا و نگاه محبّت الهی را متوجّه و شامل حال خودتان کنید.«فاذکرونی اذکرکم»؛مرا به یاد آورید،تا من شما را به یاد آورم.
8.دلهایتان را با مقام والای امیرمؤمنان آشناکنید.
مناسبت شب قدر،بهانه و مناسبتی است برای اینکه دلهایمان را با مقام والای امیرمؤمنان و سرور متقیان عالم قدری آشنا کنیم و درس بگیریم.هر چه که در فضائل ماه رمضان و وظائف بندگان صالح در این ماه بر زبان جاری شود و بتوان گفت،امیرالمؤمنین(ع) نمونهی کامل آن و برجستهترین الگو برای آن خصوصیت است.
9.به ولیّ عصر،ارواحنافداه،توجّه کنید.
امشب را قدر بدانید.شب بسیار مهمی است؛شب بسیار عزیزی است.به ولیّ عصر،ارواحنافداه،توجّه کنید؛به در خانه خدا -مسجد- بروید و به برکت امام زمان از خدای متعال خواسته هایتان را بگیرید.
10.در آیات خلقت و سرنوشت انسان تأمّلکنید.
از اوّل شب بیست و سوم،از هنگام غروب آفتاب،سلام الهی -«سلام هی حتّی مطلع الفجر»- شروع می شود،تا وقتی که اذان صبح آغاز می گردد.این چند ساعتِ این وسط،سلامِ الهی و امن الهی و خیمهی رحمت خداست که بر سراسر آفرینش زده شده است.آن شب،شب عجیبی است؛بهتر از هزار ماه،نَه برابر آن؛«خیرٌ من ألف شهر»؛هزار ماه زندگی انسان،چقدر می تواند برکات به وجود آورد و جلب رحمت و خیر کند!این یک شب،بهتر از هزار ماه است.این،خیلی اهمیّت دارد.این شب را قدر بدانید و آن را به دعا و توجّه و تفکّر و تأمّل در آیات خلقت و تأمّل در سرنوشت انسان و آنچه که خدای متعال از انسان خواسته است و بی اعتباری این زندگی مادّی و اینکه همهی این چیزهایی که می بینید،مقدّمهی آن عالمی است که لحظهی جان دادن،دروازهی آن عالم است،بگذرانید.
11.برای مسائل کشور و مسلمین دعاکنید.
شب های قدر را حقیقتاً قدر بدانید.قرآن صریحاً می فرماید:«خیر من الف شهر»؛یک شب بهتر از هزار ماه است!این خیلی ارزش دارد.شبی است که ملائکه نازل می شوند.شبی است که روح نازل می شود.شبی است که خدای متعال آن را به عنوان سلام دانسته است.سلام،هم به معنی درود و تحیّت الهی بر انسان هاست،هم به معنای سلامتی،صلح و آرامش،صفا میان مردم،برای دل ها و جان ها و جسم ها و اجتماعات است.از لحاظ معنوی،چنین شبی است!شب های قدر را قدر بدانید و برای مسائل کشور،مسائل خودتان،مسائل مسلمین و مسائل کشورهای اسلامی دعا کنید.
12.حاجات خود و مؤمنان را از خدابخواهید.
نگاه کنید به حاجات خودتان،حاجات مسلمانان،حاجات کشورتان،حاجات برادران مؤمن تان؛به مریض ها،به مریضدارها،به جانبازان،به غم دیدهها،به دل های غمگین،به چشم های نگران،به نیازهای فراوانِ انسان هایی که حول و حوش شما،زیر سقف شما و در کشور شما هستند،در دنیای اسلام هستند،روی کره خاک هستند.همه این حاجات را در این شب های قدر،یکی یکی از خدای متعال بخواهید.
(عمارنامه به نقل از پایگاه امام خامنه ای)

سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان:ما با شخصیتی عظیم و استثنایی رو به رو هستیم که بسیاری در میان امت،چیزی درباره او نمی دانند و کمتر کسی با این شخصیت آگاه هستند.ما می دانیم که این رهبر در میان امت و حتی در ایران چقدر مظلوم است.حتی در بارزترین و روشن ترین بعد در شخصیت ایشان یعنی بعد رهبری و سیاسی ایشان مظلوم است.شما در برابر شخصیتی قرار داری که دشمنان،او را محاصره کرده اند و دوستان نیز حق او را آن گونه که باید ادا نمی کنند.
سید حسن نصرالله در مورد بوسیدن دست رهبری گفت:من با بوسیدن دست حضرت آیت الله خامنه ای خواستم به همه بگویم شما که مرا مرد سال جهان عرب می دانید این را نیز بدانید که رهبر من آیت الله خامنه ای است و من افتخار می کنم که شاگرد ایشان هستم.
آقای خامنه ای از سفر آمده بودند و به خدمت امام خمینی رسیدند.همین که امام،آقای خامنه ای را دیدند گفتند:وقتی شنیدم هواپیمای شما در فرودگاه نشست،خیالم راحت شد.سپس فرمودند:هر موقع که شما به سفر می روی من مضطرب هستم تا برگردی،خیلی سفر نرو.
امام خمینی(ره):الحق ایشان (آقای خامنه ای) شایستگی رهبری را دارند.
عده ای به آیت الله بهجت گفتند:آقای خامنه ای جوان است برای رهبر شدن!آیت الله بهجت در جواب آن عده فرمود:همان یک بار که گفتند حضرت علی(ع) جوان است و ایشان را از خلافت منع کردند،برای هفت پشتمان کافی است.
مرحوم محمد تقی بهلول نقل کرده است من در طول مدت عمرم،امرا و صاحب منصبان زیادی را دیده ام اما کسی را به لحاظ بی رغبتی به مقام و منصب دنیایی،همپای آقا ندیده ام.وقتی در زندگی روزمره او را از نزدیک می بینم حس می کنم که ذره ای میل به دنیا طلبی در او وجود ندارد.
روزی بعد از ملاقات آیت الله خامنه ای با آیت الله بهاءالدینی،از ایشان می پرسند که آیا دیروز مقام معظم رهبری به اینجا آمده بودند؟ایشان در جواب می فرمایند:بله چند دقیقه خورشید در اینجا تابید و رفت،او چون خورشید دارای خیر و برکات است.
علامه عظیم الشأن حضرت آیت الله حسن زاده آملی،جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می کنند،حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می فرمایند:اینکار را نکنید.علامه حسن زاده می فرمایند:اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی کردم.
بیایانات حضرت علامه حسن زاده آملی در مورد رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای:این رهبر عظیم الشأنتان را دوست بدارید،عالمی،رهبری،مؤمنی،موحدی،سیاسی،دینداری،انسانی ربانی،پاك،منزه،كسی كه دنیا شكارش نكرده،قدر این نعمت عظمی را كه خدا به شما عطا فرمود [بدانید]،قدر رهبر،رهبری،ولیی،وفیی،ولایی [بدانید].مبادا این نعمت ولایت را از شما بگیرند.خدایا به حق پیغمبر و ال پیغمبر سایه این رهبر عظیم اسلامی حضرت آیت الله معظم خامنه ای عزیز را مستدام بدار.الهی آمین الهی آمین الهی آمین بعدد كلماتت آمین.
ایشان در جای دیگر فرمودهاند:گوشتان به دهان رهبر باشد.چون ایشان گوششان به دهان حجت بن الحسن(عج) است.این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا می کند که بدانیم صاحب تفسیر المیزان،علامه عارف آیت الله طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن زاده فرمودهاند:حسن زاده را کسی نشناخت جز امام زمان(عج).راهی که حسن زاده در پیش دارد،خاک آن توتیای چشم طباطبایی.
+ با تشکر از وبلاگ هیئت محبین اهل البیت(ع) قم
مهم ترین و ماندگارترین حرف رهبر انقلاب در سال 91 چیست؟شما چه فکر می کنید؟

1.من دیپلمات نیستم،من انقلابىام، حرف را صریح و صادقانه می گویم.دیپلمات یك كلمهاى را می گوید،معناى دیگرى را اراده می كند.ما صریح و صادقانه حرف خودمان را می زنیم؛ما قاطع و جازم حرف خودمان را می زنیم.
2.ما سلاح اتمى نداریم،سلاح اتمى هم نخواهیم ساخت،اما در مقابل تهاجم دشمنان -چه آمریكا و چه رژیم صهیونیستى- براى دفاع از خودمان،در همان سطحى كه دشمن حمله كند،به آنها حمله خواهیم كرد.
3.از امروز تا روز انتخابات هر كس احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف بكار گیرد قطعاً به كشور خیانت كرده است.
4.این كه رئیس یك قوه به خاطر یك سند اثبات نشده دو قوه دیگر را متهم كند،خلاف شرع و قانون و تضییع حقوق مردم است.مردم آرامش اخلاقی و روانی می خواهند.بنده فعلا نصیحت می كنم.
5.تقوا،تقوا،تقوا،صبر،میدان ندادن به احساسات سركش،ملاحظهى مصالح كشور،متمركز كردن همهى توان و نیرو براى حل مشكلات مردم و مشكلات كشور؛این توقع ماست.
6.بعضى از همین هائى كه در استقبالِ امروز بودند خانم هائى بودند كه در عرف معمولى به آنها می گویند «خانم بدحجاب»؛اشك هم از چشمش دارد می ریزد.حالا چه كار كنیم؟ردش كنیم؟مصلحت است؟حق است؟نه.دل،متعلق به این جبهه است؛جان،دلباختهى به این اهداف و آرمان هاست.او یك نقصى دارد.مگر من نقص ندارم؟نقص او ظاهر است،نقص هاى این حقیر باطن است؛نمى بینند.«گفتا شیخا هر آنچه گوئى هستم/آیا تو چنان كه می نمائى هستى؟».ما هم یك نقص داریم،او هم یك نقص دارد.با این نگاه و با این روحیه برخورد كنید.
7.دشمن صهیونیستی هم هست،منتها رژیم صهیونیستی در قواره و اندازهای نیست كه در صف دشمنان ملت ایران به چشم بیاید.گاهی سردمداران رژیم صهیونیستی،ما را تهدید هم می كنند؛تهدید به حملهی نظامی می كنند؛اما بهنظرم خودشان هم می دانند،و اگر نمی دانند،بدانند كه اگر غلطی از آنها سر بزند،جمهوری اسلامی «تلآویو» و «حیفا» را با خاك یكسان خواهد كرد.
8.ما در شرایط شعب ابی طالب نیستیم بلكه در شرایط خیبر هستیم.
9.آنچه آنها از آن می ترسند و باید هم بترسند،ایرانِ هستهاى نیست؛ایرانِ اسلامى است.
10.نتیجهی این تحریمها،بازگشت به خود و جوشش از درون است.
11.حجاب مایه تشخص و آزادی زن است.حجاب وقار است.متانت است.ارزشگذاری زن است.سنگین شدن كفه آبرو و احترام اوست.
.12بنده از جوانان غیور و مومن انقلابی حمایت می كنم و همه شان فرزاندان بنده هستند.

این زندگى می گذرد؛لذات و سختى هایش همه به طرفةالعینى می گذرد.شما در دوره ى جوانى،این حرف را درست نمی فهمید.انسان در دوران جوانى خیال می کند دنیا ثابت است،ساکن است،همیشه همین جور است؛به سن ما که رسیدید،یک نگاه می کنید،مى بینید دنیا عجب سریع می گذرد؛چشم به هم می زنید،گذشته.
خب،آن طرف: «و انّ الدّار الأخرة لهى الحیوان»[1] ؛زندگى و حیات،آنجاست. «ذلک الّذى یبشّر الله عباده»[2] – که امروز در آیات کریمه می خواندند – بشارت هاى الهى آنجاست.هم براى آنجا،هم براى حفظ عزت کشور و پیشرفت کشور،وضع حجاب را،وضع عفاف را،وضع تقیدات و پایبندى را خانم ها باید مراقبت کنند؛این وظیفه است.خودنمائى و جلوه فروشى،یک لحظه است و آثار سوء آن براى کشور،براى جامعه،براى اخلاق،حتّى براى سیاست،آثار مخرب و ماندگار است؛در حالى که ملاحظه ى عفاف،ملاحظه ى حدود شرعى در رفتار و حرکات بانوان،اگر چنانچه سختى اى داشته باشد،سختىِ کوتاهى است،اما آثارش،آثار عمیق و ماندگارى است.خود خانم ها خیلى باید مراقبت کنند مسئلهى حجاب را،مسئلهى عفاف را؛وظیفه ى آنهاست،افتخار آنهاست،شخصیت آنهاست.
حجاب مایه ى تشخص و آزادى زن است؛برخلاف تبلیغات ابلهانه و ظاهربینانه ى مادی گرایان،مایه ى اسارت زن نیست.زن با برداشتن حجاب هاى خود،با عریان کردن آن چیزى که خداى متعال و طبیعت پنهان بودن آن را از او خواسته،خودش را کوچک می کند،خودش را سبک می کند،خودش را کم ارزش می کند.حجاب وقار است،متانت است،ارزش گذارى زن است،سنگین شدن کفه ى آبرو و احترام اوست؛این را باید خیلى قدر دانست و از اسلام باید به خاطر مسئله ى حجاب تشکر کرد؛این جزو نعمت هاى الهى است.[3]
1.سوره مبارکه العنکبوت آیه ۶۴
وَما هٰذِهِ الحَیاةُ الدُّنیا إِلّا لَهوٌ وَلَعِبٌ ۚ وَإِنَّ الدّارَ الآخِرَةَ لَهِیَ الحَیَوانُ ۚ لَو کانوا یَعلَمونَ
ترجمه :
این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست؛و زندگی واقعی سرای آخرت است،اگر می دانستند!
2.سوره مبارکه الشورى آیه ۲۳
ذٰلِکَ الَّذی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذینَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ ۗ قُل لا أَسأَلُکُم عَلَیهِ أَجرًا إِلَّا المَوَدَّةَ فِی القُربىٰ ۗ وَمَن یَقتَرِف حَسَنَةً نَزِد لَهُ فیها حُسنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفورٌ شَکورٌ
ترجمه :
این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند به آن نوید میدهد! بگو: «من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم [= اهل بیتم]؛و هر کس کار نیکی انجام دهد،بر نیکی اش می افزاییم؛چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است.
3.بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از مداحان سرار کشور ۱۳۹۱/۰۲/۲۳
یا علی!«نهج البلاغه» باز کن
با «عصا»ی موسوی اعجاز کن
ابلهان «گوساله» از زر ساختند
سنگ در آیینه ها انداختند
«وحی» تو موقوف جبرائیل نیست
«معجزه» تنها شکاف نیل نیست
واقفم از «عدل» و میزانی تو
امتی عاشق شد ارزانی تو
ای به دنیا «شیعه» را پشت و پناه
محرمانت آسمان اند و تو ماه
چشمان ایمان «بسیجی» مست توست
«ذوالفقار» حیدری در دست توست
چهره را وقف سحرها کرده ای
شمس من!«شق القمر»ها کرده ای
«بولهب» را فتنه ها از سیم بود
با «محمد» حرز ابراهیم بود
«بت شکستنن» ارث اسماعیل گشت
خرقه ات در آسمان تنزیل گشت
قلب خونین ات مثال «کربلا»ست
یا علی!«چاه» تو در جان خداست
«ذوالفقار»ت دشمن هر چه کجی ست
هرکه با تو نیست حتما «خارجی»ست
از «مدار عشق»،خارج نیستیم
یا علی!ما از خوارج نیستیم
«خصم» دیروزی تو اینک «حر» است
گر «صهیب» است شک مکن صهباخور است
بهر وصف «غربت» تو یا «ولی»
نذر شبنم داشت چشمم،یا علی
یک قلندر هستم ای «آقا»ی من
در مغان ستان تویی «مولا»ی من
شهره شد در های و هوی عشق تو
رند شهر آشوب کوی عشق تو
کار من در پای ساغر های و هوست
با تو یک شب می خوری این،آرزوست
«جان» که هستی،کاش «جانانم» شوی
پیر جان و ساقی جانم شوی
یا علی!«عذرا»ی جمع «وامق»ان
عشق تو باشد سماع عاشقان
از صف «صفین»،تا هور «حنین»
یا علی!فریاد کردی:یا حسین
وارث پروانه هم شمعیم ما
طیب الله گرد تو «جمع»ایم ما
فتنه است وز اویه بر انقلاب
هر که از وحدت نماید اجتناب
دین نه «جیفه»ست و ز خارف جوفه نیست
تا «علی» داریم ترس از «کوفه» نیست

(برگرفته از روزنامه جوان)
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
ارتباط عاطفی با جوانان:
مشهدی هایی که سن آنان کفاف دهد،می دانند مسجدی که بنده در آن نماز می خواندم،همیشه مملو از جمعیت بود و به خاطر که این با جوانان ارتباط عاطفی برقرار می کردم،بسیاری از آنها جوان بودند.
یک روز جوانی -به عنوان مُدگرایی- پوستین وارونه پوشیده و صف اول نماز نشسته بود،مورد اعتراض قرار گرفت.حاجی بازاری محترم فهمیده ایی در گوش جوان چیزی گفت که آن جوان مضطرب شد!
فهمیدم که حاجی به او گفته است که مناسب نیست با این لباس صف اول بنشینید!من به جوان گفتم:اتفاقاً شما برای صف اول مناسب هستید.همین جا بنشینید.سپس به حاجی گفتم:
چرا می گویی این جوان برود،بگذار همه بدانند که جوان با پوستین وارونه هم می تواند به نماز جماعت بیاید و به ما اقتدا کند!

(نقل از کتاب "آب،آیینه،آفتاب")

در جستجوی حقیقتی بودم که باور کنم که زنده ام؛به دنبال چشمانی بودم که درد را بخواند از سکوت نگاهم؛آرامشی را طلب می کردم که معنای ایثار دهد؛عطری می خواستم که بوی اخلاص از آن برخیزد؛قلبی می خواستم تا غم هایم را در خود جای دهد؛بازوانی را جویا بودم که تکیه گاهم در برابر دشمن باشد؛منتظر کسی بودم تا با اکسیر مهربانی یاریم دهد؛نیازمند صدایی بودم تا مرا به خودم فرا خواند و به شریانم حیات و گرما بخشد؛در انتظار کسی که مرا باور داشته باشد و رویاهایش را با من قسمت کند...
تو را یافتم!آن هنگام که در قامت بلند ولایت بر ماذنه ایمان،صلای معنویت و آزادی سر دادی...
وقتی نگاهم به نگاهت گره خورد،باورت کردم و احساس یک همدلی با شکوه در من بیدار شد،گرمای حاصل از حرارت عشق سراسر وجودم را پر کرد،و به برکت این عشق رویین تن شدم و به کسوت بسیجی درآمدم.
اینک در سایه وجودت،تمامی احساس های خوب را تجربه میکنم و توانایی غلبه بر تمامی ناملایمات را باور دارم...
سخنانت نشان از ابدیت داشت و سرچشمه کامیابی و بالندگی بود.در کنارت،خشم توفان و آرامش رنگین کمان را با هم دارم.تو همانی که در جستجویش بودم.پس بگذار برای همیشه مرا با عنوان «بسیجی خامنه ایی» بشناسند.
مردم همیشه نور خدا منجلی شود
در سینه ای که مملو ز مهر ولی شود
من افتخار می کنم آری خدا کند
جانم فدای حضرت سید علی شود

نکته:نقش رهبری در مهار فتنه 88 نقش الهی بود و ايشان با مديريت،تدبير و شجاعت در موضعگيری ها و پيام ها،بحران را مهار كرد كه در جای خودش يك كار الهی بود.
نمونه ایی از پیام های معظم له در مواجهه با بحران:
سخنرانی در دانشگاه علم و صنعت(24/9/1387):اگر ما از اخلاق اسلامی دور شديم،اگر عدالت را فراموش كرديم،شعار عدالت را به انزواء انداختيم،اگر مردمی بودنِ مسئولان كشور را دستكم گرفتيم،اگر مسئولين كشور هم مثل خيلي از مسئولين كشورهای ديگر به مسئوليت به عنوان يك وسيله و يك مركز ثروت و قدرت نگاه كنند،اگر مسئله ی خدمت و فداكاري براي مردم از ذهنيت و عمل مسئولين كشور حذف شود،اگر مردمی بودن،سادهزيستی،خود را در سطح توده ی مردم قرار دادن،از ذهنيت مسئولين كنار برود و حذف شود،پاك شود،اگر ايستادگی در مقابل تجاوزطلبی های دشمن فراموش شود،اگر رودربايستی ها،ضعف های شخصی،ضعف های شخصيتی بر روابط سياسی و بينالمللی مسئولين كشور حاكم شود،اگر اين مغزهای حقيقی و اين بخش های اصلی هويت واقعی جمهوری اسلامی از دست برود و ضعيف شود،ساخت ظاهری جمهوری اسلامی خيلی كمكی نمی كند؛خيلی اثری نمی بخشد و پسوند «اسلامی» بعد از مجلس شورا:مجلس شورای اسلامی؛ دولت جمهوری اسلامی،به تنهائی كاری صورت نمی دهد.اصل قضيه اين است كه مراقب باشيم آن روح،آن سيرت از دست نرود،فراموش نشود؛دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب.به روح،معنا و سيرت توجه داشته باشيد.اين،اساس قضيه است.
مشاركت 40 ميليونی در انتخابات:ميدان برای همه باز است؛بيايند در ميدان انتخابات خود را بر مردم عرضه كنند.اختيار با مردم است؛مردم هر جوری كه فهميدند،تشخيص دادند،هشياری آنها به آنها كمك كرد،انشاءالله همان جور عمل خواهند كرد.من به مسئولين انتخابات هم سفارش و تأكيد می كنم؛به طور حتم بايستی انتخابات را جوری برگزار كنند كه پرشور باشد؛دست همه ی نامزدها باز باشد؛مردم آزادانه بتوانند انتخاب كنند و انتخابات،سالم و با امانت كامل انشاءالله انجام بگيرد و انجام خواهدگرفت.اين را هم در باب انتخابات به شما عزيزان و همه ی ملت عزيزمان عرض بكنم؛درباره ی موضع رهبری در مورد انتخابات،گمانه زنی و شايعه و اينها همیشه بوده و خواهد بود.بنده يك رأی دارم،آن را در صندوق می اندازم.به يك نفری رأی خواهم داد،به هيچ كس ديگر هم نخواهم گفت كه به كی رأی بدهيد،به كی رأی ندهيد؛اين تشخيص خود مردم است.بنده گاهی از دولت حمايت می كنم،دفاع می كنم؛بعضی سعی می كنند برای اين كار معنای نادرستی جعل و ابداع كنند.نه،من از دولت ها هميشه دفاع می كنم؛منتها اگر دولتی بيشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس كردم حملات غير منصفانه ای می شود،بيشتر دفاع می كنم.من طرفدار اِعمال انصافم؛من می گويم بايد منصف باشيم.رفتارها را نگاه كنيم؛اين ربطی به انتخابات ندارد،بحث انصاف و بی انصافي است.حمايت كردن از خدمتگزاران در كشور،وظيفه ای است كه هم من دارم،هم همه دارند؛اين مربوط به اعلام موضع انتخاباتی نيست.بنده از هر حركت خوبی،از هر اقدام خوبی،از هر پيشرفتی،از هر خدمتی به مردم،از هر دلجوئی ای از محرومين،از هر ايستادگی ای در مقابل ظلم و استكبار استقبال می كنم و از آن كسی كه اين كار را كرده است،تشكر و سپاسگزاری می کنم؛هر دولتی باشد،هر شخصی باشد؛اين وظيفه ی من است.
دادن هشدار و ايجاد حساسيت نسبت به ترديد افكنی درباره سلامت انتخابات:انتخابات به فضل الهی و به حول و قوه ی الهی انتخابات سالمی است.من می بينم بعضی ها در انتخاباتی كه دو سه ماه ديگر انجام خواهد گرفت،از حالا شروع كرده اند به خدشه كردن.اين چه منطقی است؟اين چه فكری است؟اين چه انصافی است؟اين همه انتخابات در طول اين سی سال انجام گرفته است -در حدود سی انتخابات- مسئولان وقت در هر دوره ای رسماً متعهد شده اند و صحت انتخابات را تضمين كرده اند،و انتخابات صحيح بوده است؛چرا بیخود خدشه می كنند،مردم را متزلزل می كنند،ترديد ايجاد می كنند؟كه البته در ذهن مردم عزيز ما با اين حرف ها ترديد ايجاد نخواهد شد.
نمونه ایی از موضع گیرهای معظم له در بعد از انتخابات:
مديريت فضای ملتهب بعد از مناظره ها و نامه آقای رفسنجانی:بعد از اولين مناظره (احمدی نژاد-موسوی) جريانی كه حامی كانديدای مغلوب مناظره بود،فضایی را شكل داد كه می خواست با فشار و لابی و فضا سازی،رقابت انتخاباتی را به سود كانديدای مورد نظر خود تغيير دهد.اوج اين فضاسازی مربوط به نامه آقای هاشمی رفسنجانی خطاب به رهبر انقلاب است كه رسانه ای و علنی شد.در پی ناكام ماندن در اين كار،در ساعتهای پايانی منتهی به انتخابات،پيامكی به طور گسترده پخش شد كه رهبر انقلاب به نامه مذكور پاسخ داده اند كه اين اقدام نيز با تكذيب دفتر ايشان مواجه شد و بی ثمر ماند.
تحليل حوادث بعد از انتخابات به عنوان فتنه عمیق:تحليل حوادث بعد از انتخابات و تبیین فتنه عميق،نقش مهمی در مواجهه و نيز نوع مواجهه با مسايل بعد از انتخابات داشت.
طرح بصيرت به صورت يك گفتمان و انتخاب راهبرد روشنگری و شفاف سازی در برابر فتنه:ايشان در بيش از 30 سخنرانی بعد از انتخابات،با شفاف سازی گام به گام و مرحله به مرحله كه با صبر و حوصله نسبت به گستاخی های پی در پی فتنه گران و پافشاری بر راهبرد روشنگری در برابر برخی مطالبات به حق اما پيچيده كننده فتنه مانند محاكمه و دستگيری سران فتنه،به تدريج فضا را شفاف و زمينه های بروز و ظهور فتنه گران را كاهش دادند و لذا ريزش ها در اين جريان و انسجام در جريان حزب اللهی بيشتر و بيشتر شد كه راهپيمایی 9 دی و 22 بهمن نقاط اوج آن بود.
پذيرفتن آقای مهندس موسوی در روز 24 خرداد علی رغم صدور بيانيه وی كه انتخابات را شعبده بازی می دانست و اعلام كرده بود كه اسير و تسليم نتايج آن نخواهد شد و آگاه كردن وی از عواقب و پيامدهای چنين مواضعی:رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تحريكات دشمن و برخی طراحی های پشت صحنه برای به آشوب كشاندن خيابان ها،خطاب به آقای موسوی گفتند كه جنس شما با اينگونه افراد متفاوت است و لازم است كارها را با متانت و آرامش پيگيری كنيد.
ديدار با اعضای ستاد كانديداهای انتخابات و گفتگوی شفاف و رودرو با آنها:در اين ملاقات ايشان ضمن شنيدن نقطه نظرات به آنها اطمينان دادند كه اگر بررسی اشكالات حتی مستلزم شمارش مجدد برخی صندوق ها بود،اين كار نيزحتماً با حضور نمايندگان ستادها انجام شود تا برای همه اطمينان بوجود آيد.و بالاتر از آن گفتند كه با وجود آنكه مسئولان برگزاری انتخابات در دوره های متعدد گذشته از سلايق مختلف بوده اند و من به آنها اعتماد كرده ام ولي اين اعتماد نبايد مانع از بررسی شبهه ها و اشكالات و روشن شدن حقایق شود.
خطبههای نماز جمعه 29 خرداد:يكی از نقاط عطف حوادث بعد از انتخابات،خطبه های تعيين كننده نماز جمعه 29 خرداد بود.
مهمترين مواضع و اقدامات رهبری در مقطع زمانی 29 خرداد تا روز عاشورا:
-استفاده حداكثری از ظرفيت های قانونی برای متقاعد كردن جريان مردد و معترض به نتايح انتخابات با تمديد مهلت رسيدگی به شكايات و اضافه شدن برخی اشخاص علاوه بر شورای نگهبان در بازشماری آراء.
-تفكيك مردم معترض از آشوبگران و ضد انقلاب.
-گفتگو با نخبگان به طور مستقيم براي اصلاح ذهنيت ها.
-افشا و برجسته كردن نقش استكبار در حوادث بعد از انتخابات.
-محكوميت حوادثی مانند كهريزك و كوی دانشگاه و دستور برخورد با متخلفان.
-آگاهی بخشی به مردم و نخبگان به طوری كه جای متن و حاشيه جابجا نگردد.
-هشدار دائمی به نخبگان و خواص برای ايفای نقش روشنگری و شفاف سازی و پرهيز از سخن دوپهلو.
-تاكيد بر جذب حداكثری و دفع حداقلی به عنوان سياست محوری نظام در عين برخورد قاطع با كساني كه در معارضه عملی با نظام قرار گيرند.
-بازخوانی تجربه ده ساله اول انقلاب و مشی امام (ره) در برابر جریانات و حوادث فتنه گون آن.
-برجسته كردن مسئله برائت از ضد انقلاب داخل و خارج در فضای افكار عمومی و مردم و در انفعال قرار دادن جريان فتنه.
-تبیین آرایش و قطب بندی واقعی شكل گرفته به صورت جريان انقلابی و جريان ضد انقلاب،به جای معترض و غيرمعترض يا شكست خورده و پيروز كه با آشكار شدن برخی مواضع ضد انقلابی در روز قدس،13 آبان،16 آذر و حوادث عاشورا و ... صورت گرفت.
-مراقبت و هشدار نسبت به حركت های ظاهراًًًًً حقی كه به فتنه گون تر شدن فضا می انجاميد.
از محوری ترین تدابیر رهبری در شرایط فتنه:
*تاكيد بر فصل الخطاب بودن قانون:از محوری ترين تدابير رهبر انقلاب كه در شرايط فتنه حكم تعيين زمين و قاعده بازی را داشت،تاكيد بر فصل الخطاب بودن قانون (خصوصاً در سخنرانی نماز جمعه 29 خرداد) و انجام اعتراضات تنها از مسیر قانون و راههای قانونی و مراجعه به نهادهای قانونی بود.
*بوجود آوردن فضای فعال در جريان انقلاب با تحليل جنگ نرم از فضای بعد از انتخابات و افشای محورهای اصلی آن:که فضای عینی تری را برای درک و عمق پیدا کردن جامعه و خواص نسبت به جنگ نرم بوجود آورد و بستر مناسبی نيز برای مواجهه فعال و مهياتر جامعه و نخبگان با مسئله جنگ نرم در آينده ايجاد كردند.
*ناكام گذاشتن استراتژی فشار از پايين و چانه زنی در بالا: محور اصلی حركت جريان فتنه بعد از انتخابات به عقب راندن نظام در مواضع اصولی آن بود و رهبر انقلاب هدف مركزی اين راهبرد محسوب می شد.ايستادگی رهبری و قاطعيت ايشان علی رغم فشارها،جريان فتنه را در مقاطع گوناگون كاملاً مأيوس کرد.
نتايج مديريت مقام معظم رهبري در حوادث بعد از انتخابات:
1. اقتدار مردمی و معنوی انقلاب و رهبری
2. انزوای سياسی و مردمی جريان فتنه
3. انسجام بيشتر بين مردم از يك سو و بين مردم و نظام از سوی ديگر
4. شكست سنگين ضد انقلاب استكباری و دنباله های داخلی آنها و بالا رفتن ضريب امنيتي كشور
5. افزايش جايگاه و موقعيت منطقه ای و بين المللي جمهوری اسلامی
پ.ن:
حکیم بزرگی در ایران نشسته است.ای دشمنان اگر صد بار هم سر از تنمان جدا کنید و باز زنده گردانید می گوییم ما با ولایت زنده ایم.می گوییم دست خدا بر سر ماست،سیّّد علی رهبر ماست.
این بزرگوار متصل است به عالم بالا و حضرت امام زمان روحی فداه ایشان را مدیریت می کند که تمام عالم زیر دست حضرتش است.
اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای
منبع:ويژه نامه نوروزی روزنامه جوان:برداشتی از پایگاه اطلاع رسانی راسخون: http://www.rasekhoon.net/Article/Show-53716.aspx
کربلا یعنی که یار رهبری
از حسین عصر خود فرمانبری
خداوند جهان هستی را به حال خود رها نکرد.با اینکه انسان را مختار و آزاد آفرید ولی او به تنهایی قادر به ارائه برنامه نهایی سعادتش نیست.
اینجاست که خداوند با ارسال رسل و انزال کتب کمک کرده است که بشر راه کمال خویش را بیابد.
پس از رحلت عصاره و جوهرۀ خلقت،پیامبر اعظم(ص) که خاتم رسولان بود،به اراده و مشیت حقّّّّ تعالی باب بعثت و نزول وحی الهی برای همیشه بسته شد،حال آنکه باب هدایت تا قیامت مطرح است.در نتیجه پس از وفات پیامبر هدایت بشر به سلسله امامان معصوم واگذار شد.امامان معصوم با برخورداری از علم غیب و عصمت موهوبی،یکی پس از دیگری وظیفه هدایت و سرپرستی امت اسلام را عهده دار شده و با تحمل مشکلات و فشارهای فوق العاده ضمن تبیین و تفسیر صحیح حقایق اسلام و شریعت نبوی،به تعلیم و تربیت مردم همت گذاشتند.تا اینکه نوبت به حضرت مهدی(عج) رسید...
حضرت مهدی(عج) پس از وفات پدر بزرگوارشان امامت امت را عهده دار شدند.اما به خواست خداوند در پردۀ غیبت قرار گرفتند.تماس مردم با امام ابتدا در یک دورۀ کوتاه(غیبت صغری) به وسیله چهار نفر به عنوان نوّاب خاص انجام شد و از آن پس برای مدت نامعلومی(غیبت کبری) امر هدایت و سرپرستی مردم به فقها و علمای واجدالشرایط به عنوان نائبان عام آن حضرت سپرده شد.
تا اینکه سرانجام در دوران ما امام راحل(ره) ضمن حضور در صحنه و تبیین حکومت سیاسی خویش که برگرفته از اسلام ناب بود،توانست به نصرت و مدد الهی و همراهی مردم باایمان و آگاه ایران،انقلاب اسلامی را به ثمر برساند.
کسی که در عصر غیبت ولایت را از سوی خداوند بر عهده می گیرد،باید از سه ویژگی برخوردار باشد:
الف-شناخت تخصصی نسبت به قانون و حکم خدا؛
ب-استعداد و توانایی تشکیل حکومت برای اجرای قوانین فردی و اجتماعی اسلام؛
ج-امانت داری و عدالت در اجرای دستورات اسلام و رعایت حقوق انسانی و دینی افراد جامعه.
با وجود این سه ویژگی است که گفته می شود،نیابت امام عصر(عج) و ولایت جامعه در عصر غیبت از سوی خداوند به عهدۀ فقیهان جامع الشرایط می باشد.
اینک با توضیحات فوق در میابیم که امام خامنه ای فقیه واجدالشرایط و نائب برحقّّّّّ امام زمان می باشد.پس با بیعت و اطاعت از ایشان دل امام زمان را شاد کنیم و دل دشمنان اسلام و انقلاب را بسوزانیم.
منبع:کتاب "فرازهایی از معارف و اخلاق اسلامی"
غزل معروف ((چشم بیمار)) که سروده حضرت امام خمینی است و
پاسخی که مقام معظم رهبری به آن داده اند:
من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم چشم بيمــــار تــــو را ديــدم و بيمار شدم
فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم همچــــو منصــور خــــــريدار سرِ دار شدم
غم دلدار فكنده است به جانم، شررى كـــه بـــه جــــان آمدم و شهره بازار شدم
درِ ميخانه گشاييد به رويم، شب و روز كه من از مسجد و از مدرسه، بيزار شدم
جــــامــه زهد و ريا كَندم و بر تن كردم خــــرقــــه پيــــر خـــراباتى و هشيار شدم
واعـــظ شهــر كــه از پند خود آزارم داد از دم رنــــد مــــىآلــــوده مــــَددكار شدم
بگـــذاريــــد كــــه از بتكــده يادى بكنم مـــن كـــه با دستِ بت ميكده، بيدار شدم 
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب دل مایی ز چه بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو دیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی

ِآقای سید حسن نصر الله می گفت:یک دفعه به همراه شورای حزب الله لبنان محضر مقام معظم رهبری بودیم. اوج سختی و تنگنایی ما بود و خیلی به حزب الله سخت می گذشت . کنفرانس شرم الشیخ هم صورت گرفته بود ، همه توطئه ها شده بود که حزب الله را نابود کنند . موقعی که ما با رهبر معظم جهان اسلام دیدار داشتیم ، ایشان به ما امید داد و فرمود : شما پیروز میشوید ، این چیزها زیاد مهم نیست . سپس اضافه کردند : من در اداره امور کشور بعضی وقتها حل مسائل برایم دشوار می شود و دیگر هیچ راهی پیدا نمی شود . به دوستان و اعوان و انصار می گویم که آماده شوید به جمکران برویم . راه قم را پیش می گیریم و راهی مسجد جمکران می شویم . بعد از راز و نیاز با آقا ، من احساس می کنم همانجا دستی از غیب مرا راهنمایی می کند و من در آنجا به تصمیمی می رسم و مشکل بدین صورت حل می شود و همان تصمیم را عملی می کنم .