
عارف کامل آیت الله کوهستانی(ره):
خدا یک علی داشت که الحمدلله آن هم امام ما شد.
عید سعید غدیر مبارک
***
سید روی تاب بود و ما هم هرچی تونستیم هل می دادیم.حسابی می ترسید.
در همین لحظه خمپاره زدن،هر دو شیرجه زدیم زمین!
سیدم از ارتفاع سه متری خودشو انداخت پایین!!!
کف دست و زانوهاش آسیب دیده بود و ناله می کرد خمپاره خورده بودم کمتر آسیب می دیدم!
شادی روح شهدای سادات صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
(وبلاگ ستارگان)
آن روز همگی مشاهده کردند که دست مرتضی در دست مصطفی بالا رفته،و این صدا از نای پر نوای رسول و زبان پاک و معصوم پیامبر(ص) به گوش می رسد که:«من کنت مولاه فهذا علی مولاه»
آری،پیامبر(ص) نام «علی» را چونان دلیل و حجتی روشن و شمعی فروزان به عنوان «مولی» معرفی می نماید تا راه این امت پس از او تیره و تاریک و ناهموار نباشد؛تا دین مبین اسلام باز به همان عصر تاریک و جهالت باز نگردد؛تا دگر دختران پاک و معصوم بی گناه زنده به گور نشوند.
کی بود که گفت مولی به معنای دوست و با این تفسیر،ایجاد بدعت نمود و در نتیجه سبب فرقه فرقه شدن اسلام گردید؟!
حتی اگر مولی همان گونه باشد که می گفتند؛یعنی علی دوست من است؛پس آن چه بود بیست و پنج سال سکوت علی با خاری در چشم و استخوانی در گلوی حضرتش؟!
کجای تاریخ و در کدام قانون آمده که با دوست باید چنین رفتاری کرد؟!از سیلی زدن به صورت دختر گرامی رسول(ص) و آتش زدن خانه تا به مسجد بردن حضرت علی(ع) با دستان بسته؟!و پس از آن بیست و پنج سال سکوت و بعد شهادت مظلومانه در محراب نماز؛و همین طور شهادت پی شهادت فرزندان آن امام همام...!
امام علی(ع) در حالی به شهادت رسید که پارساترین مردم و عادل ترین مردم و پرهیزگارترین آنان بود...اما دریغا و افسوس!
و اینک در عصر غیبت آخرین سلاله پاک از نسل نبی اکرم(ص) و امام علی(ع)،مهدی موعود(عج) هستیم.امام زمان ما در انتظار فرج و ظهور است؛فرج و ظهوری برای امت راستین و پاک محمد(ص).آن امام همام منتظر دعای ما و منتظر اعمال پاک ماست.
پس بیاییم مقام والایش را نادیده نگیریم و کوچک نشمریم و کاری انجام ندهیم که باعث رنجش خاطر امام زمانمان گردد.
واقعا امام ما غریب است.تنهاست و در نهایت مظلومیت به سر می برد.بیاییم با یکدیگر عهد و پیمان ببندیم که حادثه ای مثل کربلا تکرار نکنیم.
على جان!چگونه ابتداى تو را مرور كنم؟اى ازلىترين ابدى!انگار همين ديروز بود...اولين روز مكّه...روزميلاد كعبه...مردم دسته دسته،دور هم جمع شده بودند.همه جا صحبت فاطمه بود.يكى پرسيد:«چه شده؟»
گفتند:«مگر نمى دانى؟همين الآن ديوار كعبه شكافته شد و فاطمه بنت اسد را در بر گرفت.در حالى كه به بچّهاى نه ماهه حامله بود...»
گفتند:«معطّل چه هستيد،مردم!؟كليد كعبه كجاست؟...»
كليد آوردند.در كعبه باز نشد.كلنگ آوردند،به ديوار اثر نكرد.تا سه روز،نُقل مجلس مردم،ماجراى كعبه و مادرت بود.كسى نمى دانست در حريم خدا،بر آن زن باردار چه مى گذشت.تا اينكه روز چهارم ناگاه،كعبه دوباره خود را مقابل بانويى گشود.مادرى كه در آغوشش حقيقت تمام عالم خفته بود،يعنى تو...و ملائك چه قدر مضطربانه بدرقه ات مى كردند!انگار مى دانستند،بيرون از كعبه،كسى با تو آنچنان كه شايسته مقام توست،رفتار نخواهد كرد.
اضطراب آسمان!و اشتياق زمين!خواستند قنداقه ات را -چنان كه رسم عرب بود- به دست مرد شجاعى دهند كه چشم به روى او بگشايى،تا مانند وى قهرمان شوى.قنداقه ات از دست پدر و عموهايت گذشت.پلك هم نزدى.تا اينكه در آغوش من،چشم هاى آسمانى ات را گشودى.لب هايت لهجه ملكوت گرفت كه:«قَدْ افلح المُؤمِنُون...»
سوره احساس من!برادرم!تو در ميان امّت من شبيه «قل هو اللّه احد» هستى در قرآن.كه اگر كسى يك بار بخواند،مثل اين است كه يك سوّم قرآن را تلاوت كرده است.مؤمنى كه دو مرتبه بخواند انگار دو سوّم قرآن را خوانده و آن كه سه دفعه تلاوت كند،اجر قرائت تمام قرآن با اوست.
و امّا تو،هر كه با قلب دوستت بدارد،يك سوم ايمان را دارد.آن كه با قلب و زبان،ياريت كند،دو سوّم ايمان با اوست و مؤمنى كه با قلب و زبان و دست،در دوستى با تو باشد،تمام ايمان از آن اوست.على جان!به خدا قسم اگر همه مردم دنيا،دست به دست هم مى دادند تا تو را دوست بدارند،خدا جهنّم را خلق نمى كرد.سيزده رجب بود.تو آمدى.كه اگر نمى آمدى،مؤمنان بعد از مرگ شناخته نمىشدند.
* برگزیده ای از کتاب یک پلک تحیر(کتاب ادبی)
خدایا...!
دلم می خواهد شبیه بی کس ترین آدم های روی زمین باشم...
شبیه آدم هایی که جز تو یاوری ندارند...
از عظمت مهربانیت در حیرتم...!
چگونه به من محبت می کنی؟!
در حالی که در سرزمین وجودم فصل سرد شیطانی حاکم است...!
خدایا...!
سجده می کنم در برابرت که اینقدر در برابر من و گناهان من صبوری...!
کمکم کن تا این مهربانی هایت را درک کنم...

اندکی تأمل:
به همه دستور داده بود این سه کار را انجام دهند:
1- به خیمه حضرت رفته و با آن حضرت بیعت کنند.
2- با جمله «السلام علیک یا امیر المؤمنین» به آن حضرت سلام کنند.
3- این مقام بزرگ و رفیع (مقام امامت و ولایت) را به آن حضرت تبریک و تهنیت بگویند.
هر مسلمان با دو شاهد می تواند حق خود را بگیرد،حال آنکه امام علی(ع) با وجود هزاران شاهد در غدیر خم نتوانست حق خود را بگیرد...!!!
(امان از حبّ دنیا،حسادت و کینه های بدر و احد و حنین و ... که نسبت به امام علی(ع) در دل داشتند.)
خدا کند نسبت به امام عصر(عج) این گونه نباشیم و حقّ آن امام را انکار و تکذیب ننماییم.
مردم در مِنا کنار پیامبر(ص) بودند که چشمشان به مردی افتاد که به رکوع و سجود می رفت و تضرع می نمود.کسانی که حاضر بودند گفتند:یا رسول الله!چه نماز زیبایی می خواند!فرمود:این همان شیطان است که پدر شما را از بهشت بیرون کرد!
در اینجا علی(ع) با بی اعتنایی به سوی او رفت و او را محکم تکان داد،و سپس فرمود:ان شاء الله تو را خواهم کشت.
شیطان پاسخ داد:تا هنگام وقت معلوم از طرف پروردگار بر قتل من قادر نخواهی بود.چرا قصد قتل مرا کرده ای؟ به خدا قسم احدی تو را مبغوض نمی دارد مگر آنکه نطفۀ من قبل از نطفۀ پدرش در رحم مادر او قرار گیرد.من در اموال و اولاد دشمنان تو شریک هستم.آنگاه با اشاره به آیه 64 سوره اسراء گفت:این همان کلام خداوند عزّوجلّ در کتاب محکمش است که می فرماید:«وَ شارِکهُم فِی الاَموالِ وَ الاَولادِ» : در اموال و اولاد آنان شریک باش
پیامبر(ص) فرمود:یا علی،راست می گوید.کسی از قریش تو را مبغوض نمی دارد مگر زنا زاده،و کسی از انصار تو را مبغوض نمی دارد مگر یهودی،و کسی از عرب تو را مبغوض نمی دارد مگر زنا زاده،و کسی از بقیۀ مردم تو را مبغوض نمی دارد مگر شقاوتمند.
سپس لحظاتی سر مبارک را پائین انداخت و بعد سر خود را بلند کرد و فرمود:«ای انصار،فرزندان خود را بر محبّت علی عرضه کنید.اگر پاسخ مثبت دادند فرزند شما هستند و اگر نپذیرفتند فرزند شما نیستند».
![]()
* برگرفته از کتاب گزارش حجة الوداع،محمدباقر انصاری.
روایت شده در حجةالوداع،روزی پیامبر(ص) کنار کعبه ایستاده بود و جابر بن عبدالله انصاری هم کنار حضرت بود.در این حال علی بن ابی طالب(ع) به طرف حضرت آمد.پیامبر(ص) فرمود:برادرم نزد شما آمد.آنگاه توجهی به کعبه کرد و با دست بر آن زد و فرمود:قسم به آنکه جانم به دست اوست،این (علی) و شیعیانش روز قیامت رستگارانند.
سپس فرمود:او اول ِشما در ایمان به من است،و وفادارترین شما به عهد خدا و قیام کننده ترین شما به امر خدا و عادل ترین شما بین مردم و قسمت کننده به تساوی و بلند مرتبه ترین شما نزد خداست.اینجا بود که آیه 7 سوره بینه نازل شد:«اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولئِکَ هُم خَیرُ البَرِیَّةِ» : کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند بهترین مردم هستند.پیامبر(ص) در حضور اصحاب با اشاره به امیرالمؤمنین(ع) فرمود:«خَیرُ البَرِیَّةِ» آمد.[1]
![]()
ذره ها گویند با صوت جلی
بی مدد ها را مدد کن یا علی
1.گزارش حجةالوداع،محمد باقر انصاری.
گروهی به دنبال امیرالمؤمنین علی(ع) حرکت می کردند.
حضرت از آنها پرسید:شما کیستید؟
گفتند:یا امیرالمؤمنین!ما پیروان تو هستیم.
حضرت فرمود:پس چرا نشان پیروی را در شما نمی بینم؟
گفتند:نشان پیروان شما چیست؟
فرمود:«پیروان من کسانی هستند که چهره شان از بسیاری عبادت و شب زنده داری زرد است و اندامشان از روزه داری لاغر.پیوسته ذکر حق را بر لب دارند و لبانشان از بسیاری ذکر خشکیده است و بر آنها گرد ترس خدا نشسته است.»[1]

«...به خود می نگرم...نشان پیروی را در خود نمی بینم...اگر بگویم شیعه ام،دروغ گفته ام؟!...»
1.صفات شیعه،شیخ صدوق.
میلاد باسعادت خانه زاد کعبه،فاتح خیبر،مظهر علم و عدالت ،اسدالله الغالب،امام الموحدین حضرت امیرالمومنین علی (ع) را به مقام شامخ بقیةالله اعظم و تمام عاشقان آن امام رئوف تبریک عرض می نماییم.باشد که از پیروان راستین باشیم.
سلام دوستان.اینبار تصمیم گرفتم به مناسبت ماه مبارک رمضان و شب قدر که نزدیک است از عبادت بزرگ مردی سخن گویم که در این ماه به شهادت رسیدند.باشد که از رهروان راهش باشیم.باهم مرور می کنیم:
عبادت علي عليه السلام
از نظر اسلام هركار خير و مفيدي كه با انگيزه پاك خدايي توأم باشد عبادت است،از اينرو درس خواندن، كار و كسب و فعاليت اجتماعي داشتن، اگر الله و في الله باشد عبادت است. با وجود اين پاره اي از تعاليم اسلام همچون، نماز، روزه، مناجات و دعا و ... هستند كه فقط به منظور عبادت وضع شده اند.
اما عبادت اميرالمؤمنين :
علي (ع) شخصيتي است كه ميدانهاي جنگ را مي آرايد، ميدانهاي سياست را مي آرايد، نزديك به پنج سال بر بزرگ ترين كشورهاي آن روز دنيا حكومت مي كند، ولي با آن همه كار و مشغله كه همه وقت انسان را به خودش مشغول مي كند عبادتي در بالاترين حد ممكن دارد. در چنين مواردي انسانهاي يك بْعدي مي گويند: در راه خدا كار مي كنيم و كارمان براي خداست پس دعا و عبادت ما همين كار ماست ولي علي (ع) اين كارها را دارد و در بسياري از شبها هزار ركعت نماز هم مي خواند. زمان پيامبر (ص) او يك جوان انقلابي و همه كاره در ميدانهاي مختلف است. هميشه مشغول است و وقت خالي ندارد. اما همان روزها وقتي نشستند و گفتند در بين اصحاب، عبادت چه كسي از همه بيشتر است؟ ابودرداء گفت:علي (ع). گفتند: چطور؟ نمونه و مثال آورد و همه را قانع نمود. زمان خلافت هم باز بيشترين عبادت را دارد، بطوريكه امام چهارم كه خود زين العابدين و سيد الساجدين است در مورد عبادت ايشان فرمود:
و من يطيق هذا؟چه كسي طاقت چنين اعمالي را دارد؟
در اين مجال اندك به ذكر چند نكته پيرامون عبادت از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع) اكتفا مي كنيم:
1- توجه كامل به انجام واجبات توأم با تمركز و حضور قلب
در هنگاميكه جنگ صفين و در ليله الحرير، در بحبوحه جنگ، هنگام اداي نماز، بين دو صف جايي براي حضرت علي (ع) مهيا شد تا نماز بخوانند، آن حضرت در حاليكه تيرها از طرفين وي عبور مي كرد و بر زمين فرود مي آمد، بدون هيچ تزلزلي به نماز مشغول شد. چرا كه از ديدگاه اميرالمؤمنين ، اهميت هيچ عبادتي مانند اداي واجبات نمي باشد. لذا مي فرمايد:
((لا عباده كاداء الفرائض))
و بواسطه همين تمركز و توجه كامل به اداي فرائض است كه بهترين زمان براي در آوردن تير از پاي حضرت را زمان مشغول بودن ايشان به نماز مي دانند. چرا كه در آنحال هيچ توجهي به غير خدا ندارد.
2- عبادتهاي بي حاصل
از ديدگاه اميرالمؤمنين بسياري عبادات بي حاصل است :
چه بسيار انسان روزه داري كه بهره اي جز گرسنگي و تشنگي از روزه داري خود ندارد. و چه بسا شب زنده داري كه از شب زنده داري چيزي جز رنج و بي خوابي به دست نياورد! خوشا خواب زيركان و افطارشان.
از اين رو علاوه بر پرهيز از آفات عبادت همچون ريا و عجب و ... امام علي (ع) يكي از لوازم روي آوردن به مستحبات را نشاط روحي مي دانند و مي فرمايند :
براي دلها، روي آوردن و نشاط، و پشت كردن و فراري است. پس آنگاه كه ((نشاط)) دارند، آن را بر انجام ((مستحبات)) واداريد و آنگاه كه پشت كرده ((بي نشاط)) است، به انجام ((واجبات)) قناعت كنيد.
3- اقسام عبادات
(( إن قوما عبدوالله رغبه فتلك عباده التجار وإن قوما عبدوالله رهبه فتلك عباده العبيد و إن قوما عبدوالله شكرا فتلك عباده الاحرار))
همانا گروهي خداي را به انگيزه پاداش مي پرستند ، اين عبادت تجار است و گروهي او را از ترس مي پرستند، اين عبادت بردگان است و گروهي او را از روي سپاسگزاري مي پرستند و اين پرستش آزادگان است.))

و از كلمات قصارشان است كه :
من تو را بخاطر بيم از كيفرت و يا به خاطر طمع در بهشت عبادت و پرستش نكرده ام.
من تو را بدان جهت پرستش كردم كه شايسته پرستش يافتم.
4- وجوه عبادات
نهج البلاغه و بيانات اميرالمؤمنين پر است از ترسيمها و مطالب مربوط به عبادت وعبادت پيشگان!
گاهي سيماي عابدين و سالكين از نظر شب زنده داري ها خوف و خشيتها، شوق و لذتها، سوزو گدازها، آه و ناله ها و تلاوت قرآنها ترسيم شده و گاهي واردات قلبي و عنايات غيبي كه در پرتو عبادت و مراقبه و جهاد نفس نصيبشان مي گردد،بيان شده است، گاهي تأثير عبادت از نظر (گناه زدايي) و محو آثار تيره گناهان مورد بحث قرار گرفته است، گاهي به اثر عبادت از نظر درمان پاره اي بيماريهاي اخلاقي و عقده هاي رواني، اشاره شده است. گاهي هم از لذتها و بهجت هاي خالص و بي شائبه و بي رقبت عباد و زهاد و سالكان راه ذكري به ميان آمده است.
الهي كفي به عزا ان اكون لك عبدا و كفي به فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
منبع:سایت امام علی

شیعیان امشب عزای ما بود بهر علی*چون نماز آخرینش را بپا دارد علی
صبحدم آمد به مسجد پیشوای عالمین*در قیام ایستاده در محراب طاعت شاه دین
لب گشود اول بنام کردگارعالمین*صوت الله اکبرش انداخت در مسجد طنین
گفت خلاق عظیم تنها تو را دانم یقین*در تمام کائنات تنها تو را داندعلی
من شهادت می دهم غیر از تو ای رب جهان*نیست خدا تنها توئی ای ذوالجلال لا مکان
من ثنا خوان توام ای خالق کون و مکان*هم دراین دار فنا هم در قیامت حکمران
خاتمه داد بر اذانش صاحب فضل سلیم*وارد احرام شد آن صاحب فضل عظیم
گفت از من دور کن وسواس شیطان رجیم*لب گشوده گفت بسم الله الرحمن الرحیم
پس بگفت الحمدالله بر خداوند کریم*چون ستایش را ز تو تنها روا داند علی
آنکه در دنیا بود رحمان خدای یوم دین*پادشه دانم تو را ای مالک یوم یقین
یاری می خواهم ز تو ایاک نعبد نستعین*اهدنا الصراط و به معنای خدای عالمین
چون هدایت از تو خواهد دائماً اهل زمین*رهنمای هر دو عالم چون تو را داند علی
می گشایم لب به بسم الله الرحمن الرحیم*قل هو الله احد حقا تو را داند علی
این بگفتا بر رکوع رفته امام لافتی*زادۀ ملجم گرفته قبضۀ تیغ جفا
چون بلند از سجده شد رأس امام مرتضی*تیغ کین را بر سر مولای دین زد از قفا
گشت منوّرشیعیان فرق علی مرتضی*شیعیان قربان به صد زخم جفادارعلی
جبرئیل در عالم معنا بگوید با فغان*خاک غم بر سر بریزید شیعیان ای شیعیان