یاران امام صادق(ع) از آن حضرت پرسیدند:«خدا چه حکمتی به لقمان داد که نام او در قرآن آمده است؟»
حضرت فرمود:«به خدا سوگند،حکمتی که به لقمان داده شده بود،نه مال بود،نه مقام،نه قیافه و نه زیبایی،بلکه او مردی پایدار در راه خدا بود.او شخصی پرهیزکار،سنگین و دقیق،آینده نگر،تیزبین و پندآموز بود.در روز نمی خوابید.در کار خود مواظب بود و از ترس گناه هیچگاه نمی خندید و شوخی نمی کرد.
خداوند فرزندان زیادی به او داد و همه،قبل از او از دنیا رفتند،ولی برای هیچ کدام گریه نکرد.
اگر بین دو نفر اختلافی به وجود می آمد،میان آنان صلح برقرار می کرد.

(پند و اندرز لقمان حکیم)

همراه من بیا،من دارم به مسجد پیامبر می روم،پیامبر در مسجد است و گروهی از مسلمانان گرد او جمع شده اند.
خدمت پیامبر سلام کرده،جواب می شنوم و می نشینم.
نگاهم به صورت پیامبر است،او مشغول سخن گفتن است،از هر دری سخنی به میان می آید و ایشان هر آنچه برای هدایت و کمال ما لازم است برایمان می گوید.
در این میان،پیامبرسخنان خود را قطع می کنند.سکوت بر فضای مسجد سایه می اندازد.ناگهان قطرات اشک از چشم پیامبر جاری می شود.
چه شده است،چرا پیامبر گریه می کند؟
آیا پیامبر به یاد خاطره ی دردناکی افتاده است؟
من رو به پیامبر می کنم و می گویم:«ای رسول خدا،چه چیز شما را به گریه انداخته است؟»
پیامبر با مهربانی به من رو می کند و می فرماید:«من برای امت خود گریه می کنم،من برای آن ها نگران هستم،من می دانم که امت من هرگز بت پرست نخواهند شد،آنها دیگر گِرد کفر و شرک نخواهند رفت ولی خطر بزرگی آنها را تهدید می کند...»
به راستی آن خطر بزرگ چیست که اشک پیامبر برای آن جاری شده است؟!
صبر کن تا پیامبر سخن خود را کامل کند:«امت من دچار ریا و خود نمایی خواهند شد.»
آری،ریا همان شرک کوچک است و خطری است که مسلمانان را تهدید می کند.
هر کس که اهل ریا و خودنمایی باشد،خدا او را دوست ندارد،خدا از او بیزار است و او را در جهنم عذاب خواهد کرد.
(فقط به خاطر تو(آثار اخلاص در عمل)،مهدی خدّامیان آرانی)
با استادها ناهار نمی خورد.خودش نان و پنیری،نان و انگوری چیزی می آورد.به آبدارچی که اصرار می کرد،می گفت:«من باید غذای خاص بخورم.این غذاها برای من خوب نیست.»
به رفقایش می گفت:«غذای شاه را نمی خورم.»
درسی که نمی گیریم:
* شاه دست از ما برداشت ولی غذای شاهانه چطور؟!منظور این نیست که سفره هامون،شام و ناهار،بوقلمون و بره کباب(!) آورده شود؛نه؛بلکه همین انواع و اقسام کباب ها و خورش هایی که بیشتر از تعداد اعضا سر سفره می گذاریم...!شما نگاه کنید به مهمانی ها و عروسی ها،عضو ثابت همان جوجه کباب و مرغ هست یا نه...؟!
آیا رضایت می دهیم غذایمان نان و پنیر،نان و گردو،نان و خرما آن هم برای اکثر وعده ها باشد...؟!
پیامبر(ص):مؤمن كم خوراك است و منافق پرخور
«وسائل الشيعه،ج24،ص241»
پیامبر(ص):هر كس كم بخورد،سالم مى ماند و هر كس زياد بخورد تنش بيمار مى شود و قساوت قلب پيدا مى كند.
«نهج الفصاحه،ص728»
بیاموزیم و بیاموزانیم ساده زیستن را...!
آیا می دانی ریشه ی بسیاری از گرفتاری های جامعه ی ما چیست؟
آیا شما با من موافق هستید که نبودن اخلاص در میان بعضی از روحانیون و مسئولان جامعه،آفت بزرگی برای جامعه ی ما می باشد؟
اگر همه ی مسئولان به خاطر خدا کار می کردند،اکنون در کجا بودیم؟
چقدر به جا است که این سخن امام صادق(ع)،را برای شما نقل کنم:«هرگاه دیدید که دانشمندی دنیا را دوست دارد (یعنی اخلاص ندارد) از او دوری کنید،زیرا وقتی کسی دنیا را دوست دارد،تمام فکر او هم دنیا می شود.»
این سخن امام صادق(ع)،خیلی صریح و روشن است:«از دانشمندی که عاشق دنیا است فاصله بگیر!»؛اگر این کار را نکردی،هرچه دیدی از چشم خودت دیده ای...
اگر دچار فتنه شدی و ایمانت را از دست دادی،خودت مقصر هستی؛در روز قیامت به تو خواهند گفت:چرا هشدار امام صادق(ع) را گوش نکردی؟
آری،دانشمندی که عاشق دنیا و ریاست آن شد راهزنی بیش نیست،باید از او ترسید.
عشق به دنیا،خود مایه ی فساد است اما وقتی این عشق در قالب دین و معنویت آمیخته می شود،می تواند زشتی هایی بزرگ بیافریند.
از این گونه افراد در تاریخ زیاد است...آیا موافقی شما را با یکی از آنها آشنا کنم؟
نمی دانم شُریح قاضی را می شناسی یا نه؟
او در زمان حضرت علی(ع)،قضاوت مردم کوفه را به عهده داشت و مردم کوفه نیز به او اعتماد زیادی داشتند.
وقتی که امام حسین(ع)،مسلم را به کوفه فرستاد و هجده هزار نفر با او بیعت کردند،ابن زیاد به نزد شُریح قاضی رفت و با پول بسیار زیادی که به او داد،او را همراه و همگام خود کرد.
روزی که مردم کوفه همراه مسلم قیام کردند و جان ابن زیاد در خطر بود،چیزی که ابن زیاد را نجات داد و توانست مردم را متفرّق کند،زبان شُریح قاضی بود.
او با این نیرنگ خود بزرگ ترین ظلم را به تاریخ نمود.
اهل کوفه باور نمی کردند که شُریح قاضی دروغ بگوید.او در زمان حضرت علی(ع)،قاضی شهر بوده است.او به ظاهر،مردی مؤمن و درستکار است.
آری،هر جای تاریخ که دانشمندی مقدس نما به خدمت حکومت ظالمی درآمده است،حرکت های آزادی بخش در آغاز،خاموش شده است.
شُرَیح قاضی،آتش خشم مردم کوفه را خاموش کرد اما با این کار خویش آتشی بر افروخت که تا صبح قیامت خاموشی نخواهد داشت.
مگر ریاست چند روزه ی دنیا،چقدر ارزش داشت؟
* قسمتی از کتاب فقط به خاطر تو(آثار اخلاص در عمل)؛مهدی خدّامیان آرانی.

هنگامی که از مال خود چیزی می دهید،چندان چیزی نمی دهید...
اگر از جان خود چیزی بدهید،آنگاه به راستی می دهید...
زیرا که مال مگر چیست،به جز آنکه از برای فردای مبادا نگاه می دارید؟!
و مگر فردا را چه ارمغانی است از برای سگِ دور اندیشی که استخوانی
رادر زیرِریگِ بی نشانِ بیابان دفن می کند و خود به دنبال قافلهُ زائران ِشهر مقدس می رود...؟!
هستند کسانی که از بسیاری که دارند اندکی می دهند...آن هم برای نام؛
و این خواهشِ پنهان بخشش را آلوده می کند.
و هستند کسانی که اندکی دارند و همه را می دهند...
این کسان به زندگی و برکتِ زندگی باور دارند،و دستشان هرگز تهی نمی شود.
هستند کسانی که با شادی می دهند،و پاداشِ آنها همان شادی است...
"دَهش در برابر خواهش نیکوست،اما دَهش بی خواهش و از روی دانایی نیکوتر است."
«التابئون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود الله و بشر المؤمنین»
سورۀ توبه،آیۀ 111
اصلی ترین عامل قیام امام حسین(ع)،امر به معروف و نهی از منکر است.به موجب این عامل اگر مردم کوفه از حضرت دعوت نمی کردند و اگر مسئله بیعت گرفتن از امام حسین(ع) برای یزید ملعون نبود،امام(ع) ساکت نمی نشستند و قیام می کردند.
امر به معروف و نهی از منکر مانند نماز و روزه بر هر مسلمانی واجب است.چنانکه قرآن در سورۀ آل عمران،آیۀ 102 می فرماید:«ولتکن امة منکم یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» باید در میان شما چنین امتی باشد یا شما چنین امتی باشید که کارتان دعوت به خیر(امر به معروف) و نهی از منکر باشد.
وقتی جامعه ایی دچار فساد شود.واجبات خدا ترک و محرمات خدا رایج شود.حلال خدا حرام و حرام خدا حلال شمرده شود.چه کسی بیشتر سود می برد؟!آیا غیر از دشمن اسلام کسی سود می برد؟!دشمن می خواهد در میان مسلمانان تفرقه ایجاد کند.بدعت ایجاد کند.می خواهد مسلمانان به جان هم بیفتند.یکدیگر را فحش دهند.در نتیجه راحت تر بر علیه اسلام تبلیغ کند.
در اسلام به کارهای ساده ایی که تأثیر در خودسازی دارد زیاد سفارش شده است:به زیارت حاجی بروید،تشییع جنازه کنید،در مراسم ختم شرکت کنید و...این کارهای ساده از عهدۀ هرکس برمی آید.اسلام همیشه به کارهای ساده اداره نمی شود.موقعی می رسد که باید مثل حسین بن علی(ع) برخاست و حرکت کرد.مثل حسین بن علی(ع) قیامی کند که نه تنها جامعه آن روز بلکه جامعه امروز اسلامی را به حرکت درآورد.موج آن حرکت پنج سال بعد به یک شکل اثر کند،ده سال بعد به شکل دیگری اثر بخشد،و بالاخره شصت سال بعد،صد سال بعد،هزار سال بعد باز الهام دهندۀ نهضت ها باشد.
این کشور،یک کشور اسلامی است.کشور تشیع است.کشور حسین بن علی(ع) است.ما امام حسین(ع) را نگهداری نکردیم،امام حسین(ع) ما را نگهداشته است.وقتی خطر عمیقی ما را تهدید کند به سمت امام می رویم.محرم در ما زنده می شود.حسین بن علی(ع) در راه امر به معروف و نهی از منکر،یعنی در راه اساسی ترین اصلی که ضامن بقاء اجتماع اسلامی است،اصلی که اگر نباشد اجتماع متلاشی می گردد،کشته شد.تا جلوی بدعت را بگیرد.تا از تفرق جلوگیری کند.باید چنین شخصیتی،چنین قیامی الگو برای تمام مسلمین در هر زمانی باشد.باید هرجا ظلم،فساد و بی دینی مشاهده گردید امر به معروف و نهی از منکر کرد.نه با زبان.بلکه با عمل.باید قیام کرد و برخاست.باید حرکت کرد.

با مروري بر ادبيات سياسی رايج در روند وقوع انقلاب اسلامی،شعارها،سخنرانی ها و بيانيه های انقلابيان و رهبران نهضت،این واقعیت روشن می شود که از ميان عناصر مذهبي،«فرهنگ عاشورا و نهضت امام حسين(ع) »،نقش بسزایی در اين زمينه ايفا نموده است.هدف و انگيزه مردم ايران از انقلاب اسلامی،نابودی ظلم،استبداد و استكبار و برپایی حكومت عدل الهی و اجرای احكام اسلامی به عنوان «معروف» و جلوگيری از وابستگی به اجانب و بيگانگان به عنوان «منكر» بود.اينها همان انگيزه و هدف امام حسين(ع) از قيام بود.آنجا كه ميفرمايد:«انما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدی اريد ان آمر بالمعروف و انهی عن المنكر و اسير بسيرة جدی و ابی علی ابن ابی طالب(ع)»
برخي از علماي اسلامي بر اين عقيده اند كه مهمترين انگيزه امام حسين(ع) از اين قيام،ايجاد حكومت اسلامی بوده است.امام خمينی(ره) در اين زمينه می فرمايد:«زندگی سيدالشهدا،زندگی حضرت صاحب(عج)،زندگی همه انبيای عالم،همه انبيا -از اول،از آدم تا حالا- همه شان اين معنا بوده است كه در مقابل حكومت جور،حكومت عدل را می خواستند درست كنند.»
اینک وظیفه ما مسلمانان در جهان امروز این است که به دنبال حکومت های اسلامی و مقررات اسلامی برویم.یک همبستگی و اتحاد ایجاد کنیم.و با تأسی از نهضت حسینی و انقلاب اسلامی به مبارزه با مزدوران و خونخواران جهان:«آمریکا،اسرائیل،انگلیس» بپردازیم.و تا فروپاشی کامل استکبار و برپایی حکومت عدل جهانی از پای ننشینیم.
"برداشت آزاد از کتاب عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی،اثر استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری"
این واژه را بارها و بارها شنیده ایم و در هر بار شنیدنی عكس العملی از خود نشان داده ایم و این عكس العملها نسبت به اشخاصی بوده كه مظلوم واقع شده اند و ظلمی در حقشان به وقوع پیوسته است.اگر كودكی مورد ظلم واقع شود دلمان به شدت به حالش میسوزد و قلبمان آتش میگیرد.و همینطور درباره افراد دیگر.
ولی مظلومیّّّّّّّتی كه در اینجا میخواهم درباره اش بنویسم،مظلومیّّّّّت یك بچه یا یك فرد عادی نیست بلكه...
مصاحبه دكتر عصام العماد از علمای وهابی كه چند سالیست كه به مذهب شیعه گرویده است را گوش می كردم.به نكتهای اشاره كرد كه كمتر توجهی به آن داشتم.مطلبی بود كه در تمام عمر شنیده بودم ولی دقت لازم را نكرده بودم و نمی دانستم این موضوع تا این حد می تواند مهم و اساسی باشد.
دكتر عصام گفت:کسانی كه شیعه شدهاند هیچ كدام در وهله اول با ادله و دلیل شیعه نشدهاند بلكه اول مظلومیّّّّّت اهل بیت را درك كردهاند و بعد از آن به دنبال تحقیق و دلیل رفتهاند و حق برایشان آشكار شده است.
به عنوان نمونه همین آقای عصام میگوید:من از كسانی بودم كه بر علیه امام علی(ع) كتاب نوشتم و این كتاب را هم خیلی تبلیغ كردم ولی بعد از مدتی به مظلومیّّّّّت علی(ع) پی بردم و این سرآغاز هدایتم بود.
نمونه دیگر دكتر سیّّّّد محمد تیجانی تونسی كه آن هم از اهل تسنن بوده كه شیعه میشود ولی این هدایت بعد از پی بردن به مظلومیّّّّّت امام حسین(ع) بوده است.
وقتی این حرف را شنیدم مثل ضربهای كه به سر آدم وارد شود و انسان را از خواب غفلت بیدارش كند،بیدارم كرد و یاد روایاتی افتادم كه فرمودهاند تا میتوانید از مظلومیّّّت ما اهل بیت بگوئید و تا میتوانید مظلومیّّّّت ما اهل بیت را آشكار كنید.
این مظلومیّّّّّّت چیست كه هر كسی و لو مخالف آنرا درك كند و اجازه بدهند كه دركش كند قطعاًًًًًً اثر میپذیرد و موجب هدایتش میشود؟
شدت مظلومیّّّّت هر كسی كه مورد ظلم واقع شده است نسبت به شخصیّّّت آن فرد است و چون شخصیّّّّت اهل بیت بالاترین شخصیّّّت هاست،مظلومیّّّّت آنها نیز بالاترین مظلومیّّّّّّت ها خواهد بود.
چرا اینگونه نباشد در حالی كه خداوند این وجودهای نازنین را برای خوشبختی ما انسانها فرستاد و انسانها به جای استفاده از این وجودهای نازنین حق آنها را گرفتند و مورد ظلمشان قرار دادند.
مرور كنیم زمانی را كه علی(ع) وجود نازنین حضرت رسول اعظم(ص) را غسل میدادند،عدهای در سقیفه جمع شدند و بزرگترین خیانت تاریخ در حق بشریّّّت و نه فقط مسلمانان را انجام دادند و شد آنچه نباید میشد.
همان علی(ع) كه باید بشریّّّت را به سوی انسان كامل شدن هدایت میكرد كار به جائی رسید كه مشغول باغبانی شد و به جای تربیت انسانها تربیت درختان را انجام داد و به جای آبادانی قلوب انسانها چاهها را آباد كرد و این بالاترین مظلومیّّّّت است.
مظلومیّّّت از این بالاتر كه جلوی چشم فاتح خیبر،همسرش را بزنند و با آن وضع اسفناك به شهادت برسانند ولی به خاطر حفظ اصل دین سكوت كند.
مظلومیّّّت در حق علی خلاصه نمیشود و همان مظلومیّّّت ادامه یافت و این مظلومیّّّّّّّت تا به امروز ادامه دارد ومولایمان و سرورمان حضرت ولیعصر(عج) كه باید رهبر دنیا باشد و حكومت عدل را برپا كند،الان در پرده غیبت و به دور از چشم مردم زندگی میكند.
نكته مهمّّّی كه باید توجه داشته باشیم این است كه:اهل بیت درست است كه مظلوم واقع شدند و بالاترین ظلم ها در حق آنان واقع شد ولی هیچ كدام به اصطلاح خودمان مظلوم توسری خور نبودهاند. بلكه هر كدام از این انوار الهی در شرائط زمانی خودشان چند ویژگی را داشتهاند:
ا.همیشه در عین مظلومیّّّت با عزت زندگی كردهاند.
2.همیشه مزاحم حكومت های ظالم زمان خویش بودهاند كه دلیل آن به شهادت رسیدن تمامی اهل بیت میباشد.
3.که مهمتر از همه آنهاست اینكه هر كدام از اهل بیت در زمان خودشان كارهایی كردهاند كه موجب حفظ اصل دین بوده است.كه اگر نبود تدبیر ایشان نامی از اسلام باقی نمیماند.

سخن پایانی:
ولی خدا را شكر میكنیم كه به خاطر رشد فكری و بصیر شدن مردم در سی و چند سال پیش این مظلومیّّّّت تا حدودی كم شد و حكومتی تشكیل شد به رهبری نائب حضرت ولیعصر(عج) كه انشاءالله زمینه را آماده میكند برای برداشتن كامل مظلومیّّت اهل بیت.
و من و تو میتوانیم هر كدام سهمی داشته باشیم در كم كردن مظلومیّّت آل پاك رسول خدا(ص).و من و تو میتوانیم با انجام كارهای درستی كه در مسیر اهل بیت باشد ودوری از كارهایی كه برخلاف این مسیر باشد،قدمی برداریم در نزدیك شدن ظهور ذخیره الهی و بقیة الله الاعظم. باشد كه این جمعه بیاید و ما و تمامی انسانها را از ظلمت فساد و دوری از خدا خارج كند.
اللهم عجل لولیك الفرج.
با تشکر از وبلاگ "زلال اندیشه":
http://rhagh.mihanblog.com/
عالم متقی جناب حاج شیخ محمد باقر شیخ الاسلام رحمة الله علیه فرمود:من عادت داشتم همیشه پس از فراغت از نماز جماعت با کسیکه طرف راست و چپ من بود مصافحه می کردم.وقتی در نماز جماعت مرحوم میرزای شیرازی اعلی الله مقامه در سامرا پس از نماز با طرف راست خود که یک نفر از اهل علم و بزرگوار بود مصافحه کردم،در طرف چپ یک نفر دهاتی بود که به نظرم کوچک آمد و مصافحه نکردم.بلافاصله از خیال فاسد خود پشیمان شدم و به خود گفتم:شاید همین شخصی که به نظر تو شأنی ندارد نزد خدا محترم و عزیز باشد.فوراًً با کمال ادب با او مصافحه کردم.پس بوی مشک عجیبی که مانند مشک های دنیوی نبود به مشامم رسید و سخت مبتهج و خوشوقت و دلشاد شدم.و احتیاطاًًًً از او پرسیدم:با شما مشک است؟فرمود:نه.من هیچ وقت مشک نداشتم.
یقین کردم از بوهای روحانی و معنوی است و نیز یقین کردم که شخصی است جلیل القدر و روحانی.از آنروز متعهد شدم که هیچ وقت به حقارت به مؤمنی ننگرم.
پ.ن:
گاهی اوقات ما (خودم را می گویم) اکراه داریم که در کنار کسی بنشینیم،یا به کسی سلام کنیم،یا جواب سلام کسی را بدهیم،یا حتی مصافحه کنیم...انگار از ما عزیزتر نزد خدا کسی نیست!!!
باید همیشه به خود تذکر دهیم که "شاید همین شخصی که به نظر تو شأنی ندارد نزد خدا محترم و عزیز باشد."درست است که آنقدر گنهکاریم که بوهای روحانی و بهشتی به مشام ما نمی رسد،باز در هیچ شرایطی نباید به حقارت به مؤمنی بنگریم.
در نهایت اینکه دل کسی را نشکن شاید خانه خدا باشد،کسی را تحقیر نکن شاید محبوب خدا باشد و گناهی را کوچک نشمار شاید گناه آخَََََرَََََت باشد و فرصت توبه نداشته باشی.

منبع:داستانهای شگفت،سید عبدالحسین دستغیب،ص90.
"دوست خدا"
نکته:
آورده اند:شخصی مسیحی از ابوبکر وراق پرسید:چرا می توان گقت ابراهیم دوست خداست و نمی توان گفت عیسی فرزند خداست؟
شیخ پاسخ داد: فرزند اقتضای جنسیت دارد و خدا جنس نیست.مگر نمی بینی کسی جواهر و یا ساختمانی را دوست دارد ولی آنها را فرزند خود نمی داند.
آن مسیحی این سخن را شنید و مسلمان شد.
(کشف الاسرار میبدی)
نظر:
مسئله تحریف در ادیان،حماسه ها و حوادث از آفت بزرگی است که می تواند حقیقتی را به ضد آن تبدیل کند.آنچه در دین مسیح اتفاق افتاد همین آفت بود که امروز جمعیت عظیمی گرفتار آن هستند.

و اما مسئله اهانت به قرآن عظیم:
اهانت به قرآن بر خلاف ارزشهای مسیحیان است.همه کسانی که صاحب دین و کتاب آسمانی هستند باید به ادیان دیگر،احترام بگذارند،همانگونه که قرآن نیز چنین منطقی را بیان می فرماید و در حقیقت؛اهانت به یکی از ادیان الهی یعنی اهانت به دیگر ادیان الهی.
آتش زدن قرآن،آتش زدن تمام ادیان الهی است
با صدای رسا اعلام می کنیم که منطق قرآن آتش زدنی نیست و آنچه که آتش میگیرد هویت آتش زنندگان است.
و اما اینک و در این مصیبت جانگداز،باید چشم ها،خون بگرید،چرا که منشور جاوید انسانیت و لوح ماندگار شرافت،و قاموس کرامت،بدست انسان نماهای پیرو ابلیس،در آتش نمرودیان،زبانه می کشد،پس تا روز از پی شب می آید،باید در این مصیبت جانکاه،گریبان چاک داد و اشک ماتم ریخت و با اندوه هم خانه شد.و از خداوند قادر متعال تعجیل در امر ظهور آن قرآن ناطق را خواستار یم.اللهم العجل لولیک الفرج بحق صاحب قرآن.
مراقب افکارت باش چون به گفتارت تبدیل می شود !
مراقب گفتارت باش چون به کردارت تبدیل می شود !
مراقب کردارت باش چون به عادات تبدیل می شود !
مراقب عادات باش چون به شخصیّتتبدیل می شود !
مراقب شخصیّت باش چون به سرنوشت تبدیل می شود !

توجه !! منظور من از مطالب زیر ترانه ها و آهنگ هائی
است که انسان را از خدا دور می کند .
امام زین العابدین (ع) :
خداوند متعال ملتی را که نغمه ساز و آواز آنها بلند است به پاکی و تقوا نمی ستاید .
فروع کافی / جلد 6/ ص 437
------------------------------------------------------------------------
نظرات افراد مشهور تاریخ در باره موسیقی
فرانکو باتیاتو (خواننده مشهور راک)
انسان کافی است پیامهای برخی گروههای راک را گوش دهد تا شیطان پرست شود .
لئون تولستوی (نویسنده روسی)
موسیقی محصول تحریک احساسات و هدف احوال نفسانی و عواطف انسانی است !
کانت (فیلسوف مشهور آلمانی)
موسیقی اگر از همه هنرها مطبوع تر باشد ولی چون به بشر چیزی نمی آموزد از تمام هنرها پست تر است .
شهید استاد مطهری(ره)
واقعا" موسیقی قدرت عظیم و فوقالعاده ای مخصوصا" از جهت پاره کردن پرده عفت و تقوا دارد .
علامه جعفری (ره)
اگر موسیقی آنچنان که عاشقان دلباخته اش می گویند حقیقتا" روح انسان را تصفیه می کند ، چرا با شیوع موسیقی در شرق و غرب بیماریهای روانی و فساد اخلاقی به حدی رسیده است که گفتگو در باره آن باعث شرکساری است .
امام خمینی(ره)
موسیقی با تریاک فرقی ندارد . تریاک یک جور خلسه می آورد ، این یک جور دیگر .
--------------------------------------------------------
هیچ می دانید در روز عاشورا دشمن برای اینکه امام حسین (ع) را
بیازارد از ساز و آواز استفاده کرد .

اراده های قوی و آهنین کجایند ؟...
خداوند بسیار مهربان و توبه پذیر است .
با ترک ترانه ها و موسیقی ، یک قدم به خدا نزدیک تر شویم ...
بیائید زندگی را از سر بگیریم . هر ثانیه که از عمر ما می گذرد یک ثانیه به مرگ و خوابیدن درون قبر نزدیک تر می شویم . من نمی خواهم شما را بتر سانم . این یک واقعیت است و نمی شود از آن فرار کرد .
عزیزان من خدا آنقدر به بندگان خود علاقه دارد که همه راههای ممکن برای برگشتن از راه گناه به راه خوبیها را در اختیار ما قرار داده . حالا بقیه اش به ما بستگی دارد که چطور از این الطاف الهی استفاده کنیم . انشاالله که همه شما 120 سال زنده باشید ولی باید توجه داشته باشیم مرگ خبر نمی کند . باید هر لحظه آماده باشیم .
امام رضا (ع) : از ما نیست کسی که هر شب حساب اعمال خود را نکرده باشد .
ما انسان ها هر روز به حسابهای مالی و دنیوی خود می رسیم . حساب می کنیم که امروز ضرر کردیم یا سود
اگر ضرر کردیم تلاش می کنیم تا فردا جبران کنیم . اگر مالمان از راه خدا پسندانه و حلال بدست آمده حساب کردن آن مشکلی ندارد اما به شرطی که به حساب اعمال خود نیز رسیدگی کنیم . چون هر چی هم مال حلال باشد باز هم مال این دنیاست ولی اعمال ما در آخرت مهم است .
اگر مالی هم بدست میاوریم آن را باید در راه خدا که یکی از آنها رفاه خانواده است مصرف کنیم .
چقدر ما صبح تا شب شکم خود را سیر می کنیم ولی رغبت نمی کنیم هفته ای مقداری برای فقرا کنار بگذاریم ؟
چرا؟ مگر خدا در قرآن کریم نفرموده که در راه من انفاق دکنید تا روزی شما بیشتر شود ؟
نکته روز :
میگویند اگر انسان وضو داشته باشد و بمیرد اجر شهید را داراست . حالا انسان هم نمی داند زمان مرگش کی است . پس همیشه با وضو باش .
همیشه خشم خود را کنترل کنیم و جواب بدی را با خوبی بدهیم . مطمئنا" در طرف مقابل تاثیر خوبی دارد .
امام علی(ع) : خشم مثل آتش است . اگر توانستی آن را کنترل کنی آتش را خاموش کردی ولی اگر نتوانستی آن را مهار کنی خود نیز در آن خواهی سوخت .
نماز را تا می توانی اول وقت بپادار چون گفته خداست . حالا اگر ما به دلایل مختلف نماز اول وقت را نتوانستیم بخوانیم حرف خدا را زیر پا گذاشتیم .
آنها ئی که بعضی وقت ها نماز می خوانند و یا اصلا" نماز نمی خوانند آگاه باشند تا زنده هستید توبه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است ولی اگر همینطور ادامه دادید باید منتظر عذاب قبر و جهنم باشید .
وقت گرانبها و طلای خود را به گوش دادن موسیقی های مختلف و بی مورد هدر ندهید . در قیامت از گوش شما باز خواست می شود .
چشمهای خود را با نظاره به دختر ها و زنهای نا محرم آلوده نکنید . به تصاویر و فیلمهای مبتذل برهنه و ... نگاه نکنید که در آینده اثر سو ء روی دستگاه تناسلی انسان می گذارد .
باز هم می گویم خداوند توبه پذیر و مهربان است . تا وقتی که مرگ سراغمان نیامده توبه کنیم .
فردا دیر است ... همین حالا
امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر

این وبلاگ را برای ارشاد به دیگران معرفی کنید
برای همه مردم و جوانتر ها و بنده حقیر دعا کنید تا به راه راست هدایت شویم .
-
هیچوقت به درد کسی نخند،که یک روزی خودت به آن مبتلا می شوی.
-
هیچوقت امید کسی را ناامید نکن،که حقیر می شوی.
-
هیچوقت دروغ نگو،که ارزشت را از دست می دهی.
-
هیچوقت به کسی توهین نکن،که خودت را توهین می کنی.
-
هیچوقت به خودت مغرور نباش،که با خاک یکسان می شوی.
-
هیچوقت دل کسی را نشکن،که دل خودت را می شکنی.
-
هیچوقت به کسی الکی وعده نده،که ضایع می شوی.
-
هیچوقت برای مال دنیا خودت را کوچک نکن،که تباه می شوی.
-
هیچوقت در کاری بی مشورت داخل مشو،که پشیمان می شوی.
-
هیچوقت در زندگی خشک نباش،که براحتی می شکنی.
-
هیچوقت مال حرام نخور،که سراسر نجس می شوی.
-
هیچوقت گناه نکن،که در این صورت سیاه قلب می شوی.
-
هیچوقت با شیطان لعین همکاری نکن،که ملعون می شوی.
-
هیچوقت با سنگ دلان منشین،که سخت دل می شوی.
-
هیچوقت حقّّ را زیر پایت نگذار،که باطل می شوی.
-
هیچوقت قسم باطل مخور،که در این صورت مطرود خانۀ خدا می شوی.
-
هیچوقت به شهوت دل مبند،که خواهی نخواهی رسوا می شوی.
-
هیچوقت با کوردلان راه مرو،که راه را گم می کنی.
-
هیچوقت ناشکری نکن،که نعمتت را از دست می دهی.
