العجل العجل يا مولای يا صاحب الزمان شهيدان را شهيدان مي شناسند یاسین و القرآن الحکیم | نهج البلاغه و صحیفه سحادیه
خشت196:روش برخورد با دنیا

کلام امیرالمؤنین علی(ع) همیشه دلنشین بوده است اما اگر مفهوم کلام درک شود شیرین تر و دلنشین تر خواهد بود.آنچه می خوانید قسمتی از ترجمه خطبه 45 نهج البلاغه در مورد روش برخورد با دنیا می باشد.به خصوص به خط آخر این خطبه توجه بفرمایید...

«دنیا خانۀ آرزوهایی است که زود نابود می شود،و کوچ کردن از وطن حتمی است.دنیا شیرین و خوش منظر است که به سرعت به سوی خواهانش می رود،و بیینده را می فریبد.سعی کنید با بهترین زاد و توشه از آن کوچ کنید و بیش از کفاف و نیاز خود از آن نخواهید و بیشتر از آنچه نیاز دارید طلب نکنید

+شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۳؛ *یه مسافر* |
خشت161:فرازی از درد و دل های امام علی(ع)

 -  آگاه باشید!به خدا سوگند!ابابکر،جامۀ خلافت را بر تن کرد،در حالی که می دانست جایگاه من نسبت به حکومت اسلامی،چون مِحور آسیاب است به آسیاب.

-  پس من رِدای خلافت جمع کرده و از آن کناره گیری نمودم.

-  و در این اندیشه بودم که آیا با دست تنها برای گرفتن حقِّ خود به پا خیزم؟یا در این محیط خفقان زا و تاریک صبرپیشه سازم؟

-  پس صبر کردم در حالی که گویا خار در چشم و استخوان در گلوی من مانده بود.

-  شگفتا!ابابکر که در حیات خود از مردم می خواست عذرش را بپذیرند،چگونه در هنگام مرگ خلافت را به عقد دیگری درآورد؟

-  سوگند به خدا!مردم در حکومت دومی،در ناراحتی و رنج مهمّی گرفتار آمده بودند،و دچار دورویی ها و اعتراض ها شدند،و من در این مدت طولانی محنت زا و عذاب آور،چاره ای جز شکیبایی نداشتم.

-  سپس عمر خلافت را در گروهی قرار داد که پنداشت من همسنگ آنان می باشم!

-  پناه بر خدا از این شورا!در کدام زمان در برابر شخص اوّلشان در خلافت مورد تردید بودم،تا امروز با اعضای شورا برابر باشم؟

-  ناچار باز هم کوتاه آمدم،و با آنان هماهنگ گردیدم.

-  عثمان آنقدر اسراف کرد که ریسمان بافته او باز شد و اعمال او مردم را برانگیخت،و شکم بارگی او نابودش ساخت.

-  روز بیعت،فراوانی مردم چون یال های پُرپُشت کَفتار بود،و از هر طرف مرا احاطه کردند.

-  اما آنگاه که به پا خواستم و حکومت را به دست گرفتم،جمعی پیمان شکستند (ناکثین(اصحاب جمل) مانند طلحه و زبیر)،گروهی از اطاعت من سرباز زده و از دین خارج شدند (مارقین(خوارج) جنگ نهروان)،و برخی از اطاعت حق سر برتافتند (قاسطین(معاویه و یاران او) جنگ صفین).

-  سوگند به خدا!اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود،و یاران حجّت را بر من تمام نمی کردند،

-  و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم بارگی ِستمگران و گرسنگی ِمظلومان،سکوت نکنند،

-  مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته،رهایش می ساختم.

-  آنگاه می دیدید که دنیای شما نزد من از آب بینی ِبزغاله ای بی ارزش تر است.[1]

دیگر آن خنده زیبا به لب مولا نیست

همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست

قطره ی اشک علی تا به ته چاه رسید

چاه فهمید کسی همچو علی تنها نیست

 1.برداشت آزاد از ترجمه خطبه 3 نهج البلاغه(معروف به خطبه شقشقیّه).

+جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۹۲؛ *یه مسافر* |
خشت82:در مقام رضا و خوشنودی

عدالت پروردگار

ستایش خدای را که به حکم او راضی و خوشنودم،و گواهی می دهم که خدای متعال نصیب و رزق خلق را از هر جهت به عدل تقسیم فرموده،و بر همه خلق خود به فضل و احسان تعهد داده است.

قناعت

پروردگارا!بر محمد(ص) و آل پاکش درود و رحمت فرست،و ای خدا مرا هم مفتون و مبتلا مکن،به واسطه عطائی که به مردم دادی،و مردم را هم مفتون مساز،به عطائی که از من منع کردی.مبادا من بر خلق تو حسد برم،و بر حکمت ناراضی و خشمناک شوم.

راضی بودن به قضا و قدر پروردگار و شاکر بودن

خدایا! بر محمد(ص) و آل پاکش درود و رحمت فرست،و مرا به قضا و قدر خود همیشه خوش و دلشاد بدار،و به موقعیت هائی که حکم تو فرمان می دهد،مرا سعه صدر عطا فرما،و وثوق و اطمینان کامل بخش،تا همیشه مقرّّّ و معترف باشم که حکم قضای تو جز به خیر و سعادت خلق جاری نخواهد گشت،و شکر و سپاس گزاری ام بر آنچه از من منع فرمودی،بیشتر ساز،از آنچه به من عطا کردی.

شرافت و عزّّّّّّت زیر سایه بندگی خدای تعالی

و از اینکه گمان باطل کنم که فقیران خوار و ذلیل اند و اغنیا صاحب فضیلت و شرافتند،از این خیال شیطانی مرا محفوظ دار،زیرا شرافت خاص کسی است که طاعت و بندگی تو به او شرافت داده است،و عزّّّّّت مخصوص آن کسی است که به عبادتت عزّّّت یافته.باری ای خدا!بر محمد(ص) و آل پاکش درود فرست،و ما را هم به ثروت و استغنائی که هیچگاه زوال ندارد بهره مند فرما،و به عزّّتی که ابداًًً فنا نپذیرد عزیز گردان،و به ما در ملک ابدی خود آزادی کامل عطا فرما،که توئی یگانه و یکتا و غنی الذّات و بی همتا،و تو آن کسی که فرزندی نداری،و فرزند کسی نیستی،و تو را هیچ کفو و مثل و مانندی در عالم نیست.

"برگرفته از دعای سی و پنجم صحیفۀ سجّّّادیه"     

+چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۰؛ *یه مسافر* |