العجل العجل يا مولای يا صاحب الزمان شهيدان را شهيدان مي شناسند خشت161:فرازی از درد و دل های امام علی(ع)
خشت161:فرازی از درد و دل های امام علی(ع)

 -  آگاه باشید!به خدا سوگند!ابابکر،جامۀ خلافت را بر تن کرد،در حالی که می دانست جایگاه من نسبت به حکومت اسلامی،چون مِحور آسیاب است به آسیاب.

-  پس من رِدای خلافت جمع کرده و از آن کناره گیری نمودم.

-  و در این اندیشه بودم که آیا با دست تنها برای گرفتن حقِّ خود به پا خیزم؟یا در این محیط خفقان زا و تاریک صبرپیشه سازم؟

-  پس صبر کردم در حالی که گویا خار در چشم و استخوان در گلوی من مانده بود.

-  شگفتا!ابابکر که در حیات خود از مردم می خواست عذرش را بپذیرند،چگونه در هنگام مرگ خلافت را به عقد دیگری درآورد؟

-  سوگند به خدا!مردم در حکومت دومی،در ناراحتی و رنج مهمّی گرفتار آمده بودند،و دچار دورویی ها و اعتراض ها شدند،و من در این مدت طولانی محنت زا و عذاب آور،چاره ای جز شکیبایی نداشتم.

-  سپس عمر خلافت را در گروهی قرار داد که پنداشت من همسنگ آنان می باشم!

-  پناه بر خدا از این شورا!در کدام زمان در برابر شخص اوّلشان در خلافت مورد تردید بودم،تا امروز با اعضای شورا برابر باشم؟

-  ناچار باز هم کوتاه آمدم،و با آنان هماهنگ گردیدم.

-  عثمان آنقدر اسراف کرد که ریسمان بافته او باز شد و اعمال او مردم را برانگیخت،و شکم بارگی او نابودش ساخت.

-  روز بیعت،فراوانی مردم چون یال های پُرپُشت کَفتار بود،و از هر طرف مرا احاطه کردند.

-  اما آنگاه که به پا خواستم و حکومت را به دست گرفتم،جمعی پیمان شکستند (ناکثین(اصحاب جمل) مانند طلحه و زبیر)،گروهی از اطاعت من سرباز زده و از دین خارج شدند (مارقین(خوارج) جنگ نهروان)،و برخی از اطاعت حق سر برتافتند (قاسطین(معاویه و یاران او) جنگ صفین).

-  سوگند به خدا!اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود،و یاران حجّت را بر من تمام نمی کردند،

-  و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم بارگی ِستمگران و گرسنگی ِمظلومان،سکوت نکنند،

-  مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته،رهایش می ساختم.

-  آنگاه می دیدید که دنیای شما نزد من از آب بینی ِبزغاله ای بی ارزش تر است.[1]

دیگر آن خنده زیبا به لب مولا نیست

همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست

قطره ی اشک علی تا به ته چاه رسید

چاه فهمید کسی همچو علی تنها نیست

 1.برداشت آزاد از ترجمه خطبه 3 نهج البلاغه(معروف به خطبه شقشقیّه).

+جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۹۲؛ *یه مسافر* |