خشت222:خواهرم حجابت!!!
زمان شاه بود.
داشتیم با هم تو خیابون قدم می زدیم.
یه خانم بیحجاب داشت جلومون راه می رفت.
فاطمه رفت جلو و بدون هیچ مقدمهای ازش پرسید:«ببخشید خانم،اسم شما چیه؟»
خانم با تعجب جواب داد:«زهرا،چطور مگه؟»
فاطمه خندید و گفت:«هم اسمیم»،بعد گفت:«می دونی چرا روی ماشینا چادر می کشند؟»
خانم که هاج و واج مونده بود گفت:«لابد چون صاحباشون می خوان سرما و گرما و گرد و غبار و اینجور چیزا به ماشینشون آسیب نزنه.»
فاطمه گفت:«آفرین!من و تو هم بندههای خدا هستیم و خدا به خاطر علاقه اش به ما،پوششی بهمون داده تا با اون از نگاههای نکبتبار بعضیا حفظ بشیم و آسیبی نبینیم.خصوصا اینکه هم نام حضرت فاطمه(س) هم هستیم.»
بعدها که دوباره اون خانم رو دیدم،محجبه شده بود.
(شهیده فاطمه جعفریان؛شهادت:1۳۵۶ به دست ساواک)
+سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۳؛ *یه مسافر* |