العجل العجل يا مولای يا صاحب الزمان شهيدان را شهيدان مي شناسند خشت223:زمین‌ همه‌ ظلم‌ است‌ و فساد
خشت223:زمین‌ همه‌ ظلم‌ است‌ و فساد

از بهشت‌ كه‌ بیرون‌ آمد،دارایی ‌اش‌ فقط‌ یك‌ سیب‌ بود.

سیبی‌ كه‌ به‌ وسوسه‌ آن‌ را چیده‌ بود.

و مكافات‌ این‌ وسوسه‌ هبوط‌ بود.

 فرشته‌ها گفتند:تو بی‌ بهشت‌ می‌ میری.زمین‌ جای‌ تو نیست.زمین‌ همه‌ ظلم ‌است‌ و فساد.

و انسان‌ گفت:اما من‌ به‌ خودم‌ ظلم‌ كرده‌ام...

زمین‌ تاوان‌ ظلم‌ من‌ است.

اگر خدا چنین‌ می‌خواهد،پس زمین‌ از بهشت‌ بهتر است.

خدا گفت:برو و بدان‌ جاده‌ای‌ كه‌ تو را دوباره‌ به‌ بهشت‌ می ‌رساند،از زمین‌ می ‌گذرد،از زمینی‌ آكنده‌ از شر و خیر،ازحق‌ و از باطل،از خطا و از صواب؛

و اگر خیر و حق‌ و صواب‌ پیروز شد،تو باز خواهی‌ گشت...وگرنه...!!!

و فرشته ‌ها هم‌ گریستند.اما انسان‌ نرفت.انسان‌ نمی ‌توانست‌ برود…انسان‌ بر درگاه‌ بهشت‌ وامانده‌ بود.

می‌ ترسید و مردد بود.و آن‌ وقت ‌خدا چیزی‌ به‌ انسان‌ داد.

چیزی‌ كه‌ هستی‌ را مبهوت‌ كرد و كائنات‌ را به‌ غبطه‌ واداشت.

انسان‌ دست ‌هایش‌ را گشود و خدا به‌ او »اختیار« داد.

خدا گفت:حال‌ انتخاب‌ كن.

زیرا كه‌ تو برای‌ انتخاب‌ كردن‌ آفریده‌ شدی.

برو و بهترین‌ را برگزین‌ كه بهشت‌ پاداش‌ به‌ گزیدن‌ توست.

عقل‌ و دل‌ و هزاران‌ پیامبر نیز با تو خواهد آمد تا تو بهترین‌ را برگزینی.

و آنگاه‌ انسان‌ زمین‌ را انتخاب‌ كرد.رنج‌ و نبرد و صبوری‌ را.

و این‌ آغاز انسان‌ بود...

+سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳؛ *یه مسافر* |