"بسم الله الرحمن الرحیم"
مرحوم علامه مجلسی نقل می کند:
فردی به نام ابوالوفای شیرازی در زمان حکومت ابی علی الیاس زندانی و تهدید به قتل شد.ایشان متوسل به حضرات اهل بیت علیه السلام می شود.
شب در عالم رؤیا،حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله را زیارت می کند.حضرت می فرمایند:
در حوائج دنیوی به من متوسل نشو،
به دخت گرامی ام متوسل نشو،
به حسن و حسین علیه السلام هم متوسل نشو،
بلکه در امور بلند و معنوی به این ها متوسل شو.
از امام باقر و امام صادق علیه السلام آخرت را بخواهید،
از امام زین العابدین علیه السلام،دفع شرّ سلاطین و شیاطین را بخواهید،
از امام موسی بن جعفر علیه السلام عافیت را بطلبید،
اگر در مسافرت به مشکل برخورد کردید به امام رضا علیه السلام استغاثه کنید.
آنگاه فرمودند:
ولی اگر کارد به استخوان رسید و شمشیر به گردنت رسید،یوسف زهرای اطهر فرزندم را صدا بزن و بگو:
«یا صاحبَ الزَّمان اَنا مُستَغیثٌ بکَ» یا بگو:«الغَوثَ اَدرِکنی»

مهدی جان؛من به تو پناهنده شدم.به فریادم برس؛یا غوث حقیقی؛به فریادم برس...»
ابوالوفا می گوید:
من این جملات را در عالم رؤیا گفتم و از خواب پریدم.
یک وقت دیدم مامورین ابی علی الیاس آمدند و ما را پیش او بردند.وی گفت:
به چه کسی متوسل شدی؟
گفتم:
به منجی عالم بشریت،مصلح حقیقی،به فریاد درماندگان و بیچارگان!
سپس معلوم شد در خواب به ابی علی الیاس گفته بودند:
اگر دوست ما را رها نکنی نابودت می کنیم و حکومتت را بهم می ریزیم...
بعد مبلغی پول و هدایا به ابوالوفا داد و آزادش کرد.
نکته:اهل بیت علیهم السلام خودشان تقسیم کار فرموده اند،این یک تقسیم کار در عرصه هستی است،اختلاف در شأن و مقام و منزلت نیست و در مرتبه نورانیت و حقیقت هیچ اختلافی نیست.
(بحارالانوار،جلد53،ص678)
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"